X
تبلیغات
رمان زندگي

رمان زندگي

سکوت سبز شد .. خاطره کاشتیم!خاطره سبز شد .. خاطره درو کردیم!.. خاطره ماند !!

درسی از ادیسون

درسی از ادیسون

                    

ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود

************************

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد.

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند.

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟حیرت آور است!من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهدداشت! نظر تو چیست پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد:پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟

چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت:پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند.

در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد!

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست!

به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!

فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت:

" ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم."

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

قانون چرخه ها

قانون چرخه ها

 

 

قدرت جهان هستی همواره بصورت چرخه های تکراری نمود می کند و هر چیزی تلاش دارد که تکرار شود و دایره وار باشد.

آسمان مدور است، زمین نیز گرد است و همچنین تمامی ستاره ها؛ باد در قوی ترین شکل خود بصورت گردباد ظاهر می گردد.

پرندگان آشیانه های خود را به شکل دایره بنا می کنند. خورشید و ماه نیز هر دو گرد هستند و در یک مسیر طلوع و غروب می کنند. حتی فصول نیز تغییرات خود را بصورت یک چرخه تکرار می کنند و همیشه در مواقع مشخصی تکرار می شوند.

زندگی یک فرد نیز چرخه ای است و فصولی خاص خود دارد که در این چرخه پریشانی و خشنودی هر فردی دائمی نخواهد بود. زمستان سرانجام به بهار و تابستان و سپس به پائیز و زمستان ختم خواهد شد.

اگرچه گاهی اوقات زمانیکه شاخه ها سرمازده می شوند و زمین از سرما ترک می خورد، این تصور پیش می آید که این حالت هیچگاه به پایان نمی رسد. ولی بهار و تابستان سرانجام خواهد آمد و این حالت نیز همیشه تکرار نخواهد شد.

قانون چرخه ها میلیاردها سال است که تکرار می شود و ما در همه زندگی خود چرخه ها و تکرارها را ملاحظه می کنیم. قانون چرخه ها به ما یادآوری می کند چگونه چرخه ها و گردش کارها در طی زمان به اشکال نامحدودی تکرار می شوند. همچنین چرخه های کوچک تری را نیز تجربه می کنیم که اغلب در زندگی روزمره خود به آن بی توجه هستیم. ارزش مشاهده این الگوهای تکراری در زندگی ما این است که اگر ما تمایلات شخصی خود را با نیروهای قوی تر و بزرگتر و چرخه هماهنگ کنیم، می توانیم بر نیرو و قدرت، زمان مناسب افسار بزنیم.

اگرچه هر یک از ما تاریخ تولد خاص خود را داراست، ولی در عین حال ما چرخه های منظم و پیش رونده ای را تجربه می کنیم

 شناخت این چرخه ها به ما کمک می کند تا بهترین استفاده را از انرژی های تاثیرگذار بر زندگی مان بکنیم. ما می توانیم این آگاهی ها را به شیوه های کاملا عملی برای بهبود زمان بندی برنامه ها و طرح های شخصی بکار بندیم و با همساز نمودن انرژی ها با چرخه های طبیعی، احساس زمان بندی و افزایش احتمال آماده بودن برای مواجهه، بهره برداری از فرصت های پیش آمده را ارتقاء بخشیم.

زندگی چرخه ای از فراز و نشیب هاست که فرد با آگاهی از این دوره ها، می تواند بجای اینکه قربانی شرایط باشد، با ایجاد تغییرات لازم در محیط خود، ارباب تقدیر خویش شود.

وقایع عوض نمی شوند، بلکه این انسان است که با اتخاذ نگرش مثبت نسبت به زندگی خود تغییر می کند. در مواجهه با این چرخه ها و دوره ها باید دوراندیش بود، چون صرفا وضعیتی انتقالی یا مرحله ای موقتی است و شرایط زندگی یا اطرافیان آن چیزی نیستند که در لحظه می نمایند.

هرچند شاید ما در کوران وقایع، سرخوش یا افسرده باشیم، ولی اگر هرگز مورد آزمایش قرار نمی گرفتیم، هرگز امتیازی نیز کسب نمی کردیم. فضیلت ما در تلاشی است که جهت تسلط بر مشکلات بعمل می آوریم. برای ارتقای زندگی خود نباید منتظر ظهور بحران ها باشیم و نباید بگذاریم هراس ها در راه آرزوهایمان مانعی ایجاد کنند.

زندگی به الگوهای آب و هوائی می ماند. فصول سال به منزله چرخه های کوتاه مدتند. خود سال بسته به این است که ما هر فصل را چگونه ببینیم و چطور خود را برای آن آماده کنیم. اگر در آستانه ورود به زمستان هستیم، خود را برای سرما و برف آماده می کنیم. اگر در ابتدای تابستان باشیم، خود را برای گرما و رطوبت مهیا می سازیم.

زندگی روزمره را با تمام متغیرهای آن پذیرفته و در آن شرکت کنیم. هرگز هیچ شرایط یا تاثیر خارجی را قطعی نپنداریم، چون زندگی ماهیتی از پیش تعیین شده ندارد. زندگی گنجی پنهان است. ما در قبال روح خویش تعهد داریم که هر روز روند زندگی را پی گرفته و هر آنچه را در انتظار ماست بیابیم. زندگی چون دریائی متلاطم است و ما باید جلوی رکود آن را بگیریم. زندگی غنی را می توان در اعماق دریا یافت. سطح آب هرگز تغییر نمی کند و در طی اعصار ثابت باقی می ماند. این خشکی های درون و اطراف دریاست که در ارتفاعات بالاتر یا پائین تر قرار می گیرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

مفهوم تطابق در علم اعداد

مفهوم تطابق در علم اعداد
 
مردم به دلایل مختلفی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. گاهی اوقات، عاشق می شوند یا مورد پسند شخصی می شوند. گاهی اوقات، می خواهند شخص دیگری را خوشحال کنند یا می خواهند به علاقه ها و ماجراهای زندگی خود اضافه کنند
 
ارتباطات بسیار نزدیک زمانی شکل می گیرد که از همراهی یکدیگر بقدر کافی لذت می برند و در نتیجه می خواهند که زندگی شان را با آنها تقسیم کنند. ارتباطات همیشه در حال تغییر است، تغییر می کنند و نمو می کنند و همین امر سبب می شود که فرد در سطح عمیق تری شخص مقابل خود را بشناسد. مهم نیست که نحوه بوجود آمدن ارتباط خوب و خوشایند بوده باشد، بلکه مهم اینست که این ارتباط می تواند بهتر و قویتر شود، وقتیکه 2 نفر بدانند و یاد بگیرند که چگونه یکدیگر را بپذیرند و به یکدیگر عشق بورزند و هنگامیکه وسعت درک خود را از یکدیگر بالا ببرند، بطور باور نکردنی مهر و علاقه و پذیرش یکدیگر را نیز بالا خواهند برد

انسانها لایق آن هستند تا از ارتباط عاشقانه خود خشنود باشید. زندگی بازی ارتباطات است. چه مجرد باشید، چه متاهل : چه هم خانه باشید، و چه رابطه عاطفی داشته باشید یا رویاپرداز باشید، مطالعه در زمینه شناخت خود و افراد دیگر، به شما کمک می کند تا عشق را در زندگی خود ترویج دهید.
 
اولین قدمی که برای جذب و شناخت یک عشق درست در زندگی لازم است، خودشناسی است. خودشناسی یعنی اینکه فرد بی ریا و صادقانه، قلبا و روحا دارای چه شخصیت و خصوصیتی است. و اینکه فرد بداند به چه چیزی نیازمند است و چه مسیری را طی می کند

علم اعداد به افراد کمک می کند تا مشکلات خود را بشناسند و همانند معما و جدول حل کنند. علی الخصوص آنهائی که در جریانات و فشارهای شدید عاطفی هستند
علم اعداد موقعیت و وضعیت فعلی افراد و یا چالش ها و فرصت هائی را که ممکن است با آنها مواجه شوند، نشان می دهد
علم اعداد راه خوبی جهت مشخص شدن مشکلات در یک ارتباط بوده و جهت بدست آوردن درک جدید از ارتباط به افراد می کند
مفهوم استفاده از علم اعداد این است که پتانسیل تطابق و سازگاری 2 نفر مورد ارزیابی قرار گیرد تا ایجاد ارتباط خوب و عالی بین آنها افزایش یابد.


تفسیر تطابق به شما می گوید که چقدر شما در فضاهای خاص با یکدیگر مطابقت دارید  و چه می توانید انجام دهید تا ارتباطی درست و بی عیب نقص ایجاد کنید. بعبارت دیگر، تفسیر تطابق، محدوده هماهنگی و همراهی 2 نفر را بیان می کند و اینکه چه باید کرد تا مطابقت تمام عیار و بدون عیب و نقص بوجود آید
تفسیر تطابق، بینش قابل توجهی در زمینه ارتباطات می دهد. زمانیکه 2 نفر متوجه طرز فکر و نوع احساس خود یا شخص مقابل می شوند، و نقاط مشترک و اختلاف را می یابند، می توانند موزون تر و هماهنگ تر با یکدیگر برخورد و زندگی کنند. درواقع فرصت های ارتباطات موفق بین آنها افزایش خواهد یافت
هنگامیکه فرد تفسیر خود را مطالعه کند، ممکن است به مطالبی دست پیدا کند که تا بحال اصلا به آنها فکر نمی کرده است. بعبارت دیگر، مباحثی در این تفسیر مطرح شود که تا بحال به آنها توجهی نشده بود

مهمترین اصل در تطبیق، عدد تقدیری (که از تاریخ تولد بدست می آید) می باشد. مطلب مهم اینست که با شخصی ارتباط داشته باشید که عدد تقدیری او با شما سازگار و هماهنگ باشد. زیرا عدد تقدیری نمایانگر سرشت و طبیعت و تمایلات و مجموعه ای از ویژگی های شخصی است که در هر لحظه در افراد وجود دارد
تفسیر تطابق تاریخ تولد هدف عمیق تری از ارتباط 2 نفر را بیان می کند. تفسیر تطابق تاریخ تولد سمت و سوی مسیری را که باید 2 نفر در ارتباطاتشان طی کنند، بیان می کند. و اینکه مسیر و محلی را بیابند که زندگی عاطفی آنها را بسوی راحتی و آسایش سوق دهد.

درجه اهمیت بعدی، عددی است که از محاسبه نام کامل شخص بدست می آید. این عدد، مسیری را که باید در زندگی کوشش شود تا به مسائلی دست پیدا کرد تعریف می کند
اطلاعات نهفته و متحیر کننده ای در حروف نام شما وجود دارد که سبب می شود فرد از شخصیت و خصوصیات خود مطلع شود
در تفسیر تطابق نام، فرد از خصوصیات شخصی و محرک های خود آگاهی خواهد یافت. درواقع این تفسیر تصویری از فردیت فرد به او می دهد و بطور همزمان، نیروهای درونی فرد را که در ارتباط مبهم است، کشف می کند
 

تفسیر تطابق به شما می گوید که چقدر شما در فضاهای خاص با یکدیگر مطابقت دارید  و چه می توانید انجام دهید تا ارتباطی درست و بی عیب نقص ایجاد کنید. بعبارت دیگر، تفسیر تطابق، محدوده هماهنگی و همراهی 2 نفر را بیان می کند و اینکه چه باید کرد تا مطابقت تمام عیار و بدون عیب و نقص بوجود آید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

درسی از پروانه

درسی از پروانه

بدون ترس زندگی کن و با همه مشکلات مبارزه کن...

 

شخصی نظاره گر تلاش و حرکت یک پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچکی بود که بر روی پیله ایجاد شده بود.

بعد از مدتی فعالیت و حرکت پروانه به اتمام رسید و ظاهر امر  نشان می داد که پروانه دیگر قادر به ادامه تلاش برای خارج شدن از پیله نمی باشد.

 شخص ناظر بر آن شد که به پروانه كمك كند و با قیچی پیله را باز كرد.  پروانه به راحتی از پیله خارج شد.

 و بعد  با خوشحالی از عملی که انجام داده ، به تماشای پروانه ادامه داد و انتظار داشت كه بالهای پروانه باز و  گسترده شوند و پروانه پرواز کند. 

ولی  هیچ اتفاقی نیفتاد! و پروانه هرگز نتوانست که پرواز کند !!

گاهی اوقات تلاش تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم.

اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم  

 من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.

من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهیچه داد تا کار کنم.

 من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.

 من محبت خواستم و خدا به من فرصتهایی برای محبت  داد.

                                   

من به  هر چه که خواستم نرسیدم ......،

اما به هرچه که نیاز داشتم دست یافتم      

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

دنیای مادی ، دنیای معنوی

دنیای مادی ، دنیای معنوی



 هر انسانی در هر لحظه از زندگی اش به طور همزمان با دو عنصر اصلی سرو كار دارد.

دنیای مادی

در بر گیرنده بدن و فضای اطراف انسان است

دنیای  درونی

در بر گیرنده ذهن و روح معنوی انسان است

 یکی از عمده مشکلات انسان در طول مسیر زندگی جدا دانستن این دو با یکدیگر است و می توان گفت بدشانسی ها و بد اقبالی  های انسان و حوادث ناخوشایند ناشی از جدا دانستن این دو عنصر از یکدیگر است.

دنیای بیرون و درون بشدت به هم وابسته‌اند آنقدر كه انگار یكی انعكاس تصویر دیگری است. درست مانند جسمی كه مقابل آیینه قرار می گیرد هر اتفاقی كه در طول زندگی بر سر انسان می آید انعكاس افكار و نیت ها و در خواست های درونی فرد است و از سویی دیگر افكار و احساسات و تجربه های ذهنی ، حسی و معنوی هر انسانی در زندگی به طور مستقیم نتیجه بازتاب اتفاقاتی است كه بطور هم زمان در دنیای بیرون در حال رخ دادن و یا قرار است رخ دهد.

هر انسانی قادر است با برگشتن به سمت خود و پاكسازی و اصلاح مستمر نیت ها و خواسته های درونی خود ، رویدادهای در حال اتفاق در دنیای بیرون خود را كنترل و حتی به سمت مورد نظر و دلخواه خود هدایت كند.خوشبختی هر انسان در درون اوست در صورتی كه به همواره و مستمر جریان افكار و احساسات و مشاهدات درونی خود را در جهت مثبت و تحت نظارت و كنترل خود قرار دهد.

به جای متمركز شدن روی اتفاقات به شدت پیچیده و گیج كننده دنیای بیرونی خود، هوش و حواس خود را متوجه دنیای درون خود نماید

هیچ رویدادی در دنیا شر و بد نیست تمام حوادثی كه به طور لحظه به لحظه در دنیا روی می دهد حساب شده و هشیارانه و تحت رهبری و كنترل یك نیروی فوق العاده و بی نظیر است.

 خداوند متعال به شیوه ای شگفت انگیز و اساسا غیر قابل فهم به طور همزمان مشغول حل یك دستگاه معادلات است كه در هر لحظه هر كدام از این معادلات بسته به نیت و اراده ی هر انسانی در روی كره زمین قابل تغییر است .

بهتر است انسانها به جای سرگرم سازی دایم خود برای كشف معادلات نظام الهی كمی هم به درون خود برگردند و از قدرتی كه پروردگار هستی در وجود آنها نهاده استفاده كنند و این قدرت چیزی نیست جز قابلیت فراخوانی شانس و اقبال در زندگی عادی.

پس نیك بیندیشیم نیك بیان كنیم و نیكی را در

كردارمان نشان دهیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

هفت اصل مهم زندگی

هفت اصل مهم زندگی

هفت اصل مهم زندگی به بیان بیل گیتس




اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است سعی كنید با این حقیقت کنار بیائید

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست و شما خودتان باید در بدست آوردن آن تلاش كنید. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید


اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما مبلغ فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنكه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمتی در حد انتظارات خودتان برای كسب موفقیت های آینده تان بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن در یك شركت یا موسسه، متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون او دیگر امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد و در مقایسه با كاری كه انجام خواهید داد تنها منافع خود را مد نظر قرار می دهد

.


اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها یا خیلی از مشاغل ساده با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار "یک فرصت" برای آینده بود.


اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.


اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان فعال و پرشوری بودند و به قدری که اکنون شما تصور می كنید، ملال‌آور نبودند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

راز 10/90

راز 10/90

راز ۱۰/۹۰ را كشف كن . پی بردن به این راز زندگیت را تغیر خواهد داد  

هر روز میلیونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهایی در عذابند. این آدمها چندان موفق بنظر نمی‌رسند.

روزهای بد، روزهای بدتری بدنبال خواهد داشت. بنظر می‌آید دائما وقایع وحشتناكی در حال وقوع است، استرس همیشه وجود دارد، از خوشی خبری نیست و روابط بین افراد در حال از هم پاشیده شدن است. بهترین ساعات عمر با نگرانی‌ها و دل‌مشغولیهای بی‌مورد تلف می‌شود. امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد. دوستی ها از بین می‌روند و زندگی بی‌رحم و كسالت آور بنظر می رسد. و امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد.

جملات بالا توصیف حالات روحی شما نیز بود؟ اگر اینطور است ناامید نشوید .شما می‌توانید به انسانی كاملا متفاوت تبدیل شوید.

فقط كافیست به راز 10/90 پی ببرید و از آن در زندگیتان استفاده كنید.

این راز میتواند زندگیتان را تغییر دهد. این راز چیست؟

10% زندگی همه ما اتفاقاتی است كه می‌افتد . اما 90% بقیه چی؟ 90% بقیه هم عكس العملهایی هستند كه ما به آن 10% اتفاقات رخ داده، نشان می‌دهیم.

در واقع هیچ كدام از ما كنترلی روی 10% اتفاقاتی كه برایمان می‌افتد، نداریم. ما نمی‌توانیم جلوی خراب شدن اتومبیل ‌مان را بگیریم، ممكن است هواپیمایمان دیر برسد و تمام برنامه‌های ما به هم بریزد. و یا ممكن است ماشین دیگری در ازدحام و شلوغی خیابان راه ما را بند بیاورد.

بله، این عكس العملهای ماست كه 90% بقیه اتفاقات را شكل می‌دهد.

تو هیچ كنترلی روی چراغ راهنمایی رانندگی نداری كه كی قرمز است یا كی سبز می‌شود اما میتوانی عكس العمل خود را در مورد چراغ قرمزی كه طولانی بنظر می‌رسد، كنترل كنی. با كنترل خودت در مواقع لازم مانع از مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دیگران خواهی شد.

مثالی جهت روشن تر شدن موضوع :

 

در حال صرف صبحانه با خانواده هستی كه دست دختر كوچكت به فنجان چایت می‌خورد و همه آن روی لباست می‌ریزد. خب، تا اینجا كنترل اوضاع دست تو نبود و تو نمی‌توانستی مانع از وقوع آن شوی. اما خوب دقت كن :

اینكه چه اتفاقاتی بعد از آن بیفتد كاملا در دست توست.

تو عصبانی می شوی، شاید فحش هم بدهی و به شدت دخترت را برای ریختن چای روی بلوزت دعوا می‌كنی. دخترت گریه می‌كند. تو هم بعد از دعوا كردن او به طرف همسرت برمی‌گردی و از او هم برای اینكه فنجان چای را درست لبه میز گذاشته است، انتقاد می‌كنی. درگیری لفظی كوتاهی بین شما پیش می‌آید. تو با عصبانیت به طبقه بالا می‌روی، بلوزت را عوض می‌كنی و بعد با عجله پایین می‌آیی و می‌بیینی كه دخترت در حالی كه هق هق می‌كند، هنوز در حال خوردن صبحانه‌اش است، پس هنوز آماده رفتن به مدرسه نیست، بنابراین كمی دیر می‌جنبد و از سرویس مدرسه جا می‌ماند. همسرت هم دیر كرده است و باید هر چه سریعتر خود را به محل كارش برساند. حالا این تو هستی كه باید با عجله ماشین را روشن كنی و دختر كوچكت را به مدرسه برسانی.

چون دیرت شده، مجبوری با سرعت بیشتر از حد مجاز  رانندگی كنی. پس از 15 دقیقه تأخیر و یك قبض جریمه، بالاخره به مدرسه می‌رسی. دخترت كه خیلی عجله دارد بدون خداحافظی به طرف ساختمان مدرسه می‌دود.

حالا تو با 20 تأخیر به اداره می‌رسی، ولی تازه می‌فهمی كه كیفت را با خودت نیاورده‌ای. روزت را خیلی بد شروع كرده‌ای و با گذشت ساعت‌ها می‌بینی كه اوضاع دارد بدتر و بدتر هم می‌شود. زمان كار تمام شده است و وقتش است كه به خانه برگردی.

وقتی به خانه می‌رسی، متوجه می‌شوی که اشكالی در روابط تو با همسر و دخترت بوجود آمده است. می‌دانی چرا؟ بخاطر عكس‌العملهایی كه امروز صبح به آن اتفاق نشان دادی.

خب، فكر می‌كنی چرا چنین روز بدی را پشت سرگذاشتی؟

1ـ آیا فنجان چای باعث آن شد؟

2ـ آیا دخترت مقصر بود؟

3ـ آیا پلیس و جریمه‌ای كه شدی این اوضاع را پیش آورد؟

4ـ آیا خودت اوضاع را به این شكل درآوردی؟

بله، البته كه پاسخ 4 درست است. تو هیچ كنترلی بر ریخته شدن فنجان‌ چای نداشتی اما عكس العمل تو در طول 5 دقیقه پس از آن اتفاق بود كه تمام روزت را خراب كرد.

اما  آنچه كه می‌توانست و درست بود كه اتفاق بیافتد تا روز خوبی در انتظار تو باشد چه بود؟

فنجان چای روی بلوزت می‌‌ریزد. دخترت می‌خواهد بزند زیر گریه، اما تو خیلی آرام می‌گویی :

اشكالی ندارد عزیزم، فقط دفعه بعد دقت بیشتری بكن تا فنجان چای را نریزی.” حوله‌ای بر می‌داری و به طبقه بالا می‌روی. بعد از عوض كردن بلوز. كیفت را برمی‌داری و سریع به طبقه پایین می‌آیی. از پنجره‌ می‌بینی دخترت در حالیكه دارد برای تو و مادرش  دست تكان می‌دهد، سوار سرویس مدرسه شد.

قبل از رفتن به محل كارت با همسرت خداحافظی می‌كنی. پنج دقیقه هم زودتر به اداره می‌رسی و با خوشرویی شروع به احوالپرسی با همكاران می‌كنی. رئیس به تو می‌گوید كه روز خوبی در پیش خواهید داشت.

دیدی كه این دو عكس العمل متفاوت به یك اتفاق چه نتایج متفاوتی بدنبال داشت!!!

دو سناریوی مختلف كه شروعی مشابه داشتند، به دو گونه كاملا (برعكس) متناقض پایان یافتند . چرا؟ چون عكس العمل تو متفاوت بود.

برای بكار بردن راز 10/90  چند راه پیشنهاد می‌كنم :

اگر كسی حرف بدی در مورد تو به زبان آورد از كوره در نرو، بگذار ناراحتیت فروكش كند. البته می‌توانی بگذاری كه آن حرف تاثیر ناخوشایندی بر تو بگذارد. اما با نشان دادن عكس ‌العمل مناسبی به آن می‌توانی از خراب شدن بقیه روزت جلوگیری كنی. یك عكس العمل بد و نامناسب به اتفاقی كه افتاده است میتواند باعث از دست دادن دوستانت، اخراج شدنت و مورد فشار قرار گرفتنت شود.

اگر راننده‌ای در خیابان جلوی تو بپیچد و راه تو را بند آورد، با عصبانیت روی فرمان ماشین می‌كوبی! (یكی از دوستان من از عصبانیت فرمان ماشینش را از جا كند) آیا فحش می‌دهی و یا فشار خونت خیلی سریع بالا می‌رود! و یا اینكه پیاده می‌شوی و با آن راننده خاطی گلاویز می‌شوی!

برای چه كسی اهمیت دارد كه 10 دقیقه دیرتر به اداره برسی؟

چرا اجازه می‌دهی روزت خراب شود؟

راز 10/90 را همیشه به یاد داشته باش و نگرانی را از خودت دور كن.

وقتی به تو خبر می‌دهند كه از محل كارت اخراج شده‌ای، چرا می‌گذاری خوابت با افكار پریشان به هم بریزد و عصبی‌تر شوی؟

بهتر نیست بجای اینكه انرژی و وقتت را صرف نگران شدن بكنی از آن برای پیدا كردن كار جدیدی استفاده كنی؟

وقتی هواپیما دیر می‌رسد و تمام برنامه‌هایت بهم می‌ریزد چرا عصبانیت خود را سر كمك خلبان خالی می‌كنی؟ او كه هیچ كنترلی بر اوضاع نداشته است، از این فرصتی كه تا رسیدن هواپیما باقی است میتوانی برای مطالعه، آشنا شدن با سایر مسافرین و ... استفاده كنی. با تحت فشار قرار دادن خود در چنین مواقعی فقط باعث می‌شوی اوضاع بدتر و بدتر شود.

حالا دیگر به راز 10/90 پی‌برده‌ای، آنرا در كارهای روزانه‌‌ات به كار ببند و از نتایج شگفت انگیزی كه به ارمغان می‌آورد، لذت ببر.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

راز خوشبختی

راز خوشبختی

 

تاجری پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد . پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا بر فراز کوهی رسید . مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی می کرد .

وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می خورد . فروشندگان وارد و خارج می شدند ، مردم در گوشه ای گفتگو می کردند ، ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده بود .

مرد خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد. خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد ، اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که "راز خوشبختی" را برایش فاش کند . پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او باز گردد .

مرد خردمند اضافه کرد : اما می خواهم از شما خواهشی بکنم . آنگاه یک قاشق کوچک بدست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت : در تمام مدت گردش ، این قاشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن آن نریزد .

مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر ، در حالی که چشم از قاشق بر نمی داشت . دو ساعت بعد نزد خردمند باز گشت .

مرد خردمند از او پرسید : « آیا فرشهای ایرانی اتاق ناهارخوری را دیدید ؟ آیا باغی را که استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن کرده است دیدید ؟ آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند من را که روی پوست آهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کردید ؟ »

مرد جوان با شرمساری اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده است . تنها فکر و ذکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود ، حفظ کند .

خردمند گفت :  پس برگرد و شگفتیهای دنیای من را بشناس .

آدمی نمی تواند به کسی اعتماد کند مگر اینکه خانه ای را که او در آن ساکن است بشناسد

مرد جوان با اطمینان بیشتری این بار به گردش در کاخ پرداخت . در حالیکه همچنان قاشق را بدست داشت با دقت و توجه کامل آثار هنری را که زینت بخش دیوارها و سقفها بود می نگریست . او باغها و کوهستانهای اطراف را دید . ظرافت گلها و دقتی را که در نصب آثار هنری در جای مطلوب بکار رفته بود تحسین کرد . وقتی به نزد خردمند باز گشت همه چیز را با جزییات برای او توصیف کرد .

خردمند پرسید : « پس آن دو قطره روغنی را که به تو سپرده بودم کجاست ؟ »

مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها را ریخته است .

آنوقت مرد خردمند به او گفت : « تنها نصیحتی که به تو می کنم این است :

راز خوشبختی این است که همه شگفتیهای جهان را بنگری ، بدون اینکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

فکرتان را معطوف ثروت کنید

چطور می توانم پول بیشتری داشته باشم؟

چطور می توانم ثروت و خوشبختی بیشتری کسب کنم؟

چطور می توانم در حالیکه شغلم را دوست دارم با بدهی ها کنار بیایم و بدانم از طریق شغلم می توان به پول زیادی دست یابم؟

چطور می توانم ثروتم را افزایش دهم؟

 

فقط اراده کنید.

 

این واقعیت یکی از موضوعاتی است که سراسر فیلم راز مورد بحث قرار گرفته است. وظیف شما انتخاب کالائی از کاتالوگ دنیاست. اگر پول یکی از این کالاهاست، میزان آن را مشخص کنید.

 "من دوست دارم طی 3 روز آینده 25 هزار دلار درآمد کسب کنم."

(یا هر مبلغ دیگری. مهم این است که شما آن را باور داشته باشید.)

 

اگر در گذشته فکر می کردید تنها راه کسب ثروت، شغل شماست، این تفکر را سریع کنار بگذارید. آیا می دانید مادامیکه این طرز تفکر را داشته باشید، همان را نیز تجربه خواهید کرد؟ ایت تفکر هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.

اکنون شما می دانید که پول زیادی برای شما فراهم است و تفکر در مورد چگونگی فراهم شدن آن، وظیفه شما نیست. وظیف شما این است که درخواست کنید، باور داشته باشید که دریافت می کنید و از هم اکنون خوشحال باشید. چگونگی دریافت آنرا به جهان بسپارید.

                                                                                          باب پراکتر

 

 

(هدف بسیاری از افراد، رهائی از قرض و بدهی است. این هدف باعث می شود آنها تا ابد مقروض بمانند. در مورد هر چه فکر کنید، آنرا جذب می کنید. ممکن است بگوئید : "اما من از بدهی هایم خلاص شده ام." برای من اهمینی ندارد که خلاص شده اید یا خیر، اما اگر در مورد بدهی فکر کنید آن را جذب می کنید. برنامه ای برای پرداخت بدهی هایتان تنظیم کنید و سپس بر ثروتمندی و خوشبختی متمرکز شوید.)

هنگامیکه با انبوهی از بدهی ها مواجه هستید و نمی دانید چگونه آنها را پرداخت کنید، نباید بر آنها متمرکز شوید زیرا بدهی های بیشتری جذب خواهید کرد. باید راهی برای تمرکز بر ثروتمندی در عوض بدهی بیابید. باید راهی برای ایجاد احساس خوب در خود ایجاد کنید تا بتوانید خوبی های بیشتری جذب کنید.

                                                                                          جیمز ری

 

 

(بیشتر اوقات افراد به من می گویند : "دوست دارم در سال آینده درآمدم را 2 برابر کنم." اما هنگامیکه به عمل آنها نگاه می کنیم، می بینیم برای دستیابی به این هدف هیچ تلاشی نمی کنند. آنها می گویند : "توانائی خرید آنرا ندارم." حدس بزنید چرا اینگونه می شود. زیرا دنیا می گوید : "امر شما اطاعت می شود.")

اگر جمله "توانائی خرید آنرا ندارم" را بر لب آوردید، هم اکنون آنرا تغییر دهید و بگوئید : "وسع مالی دارم! می توانم آنرا بخرم!" مانند طوطی این جملات را بارها و بارها تکرار کنید. طی یک ماه آینده تصمیم بگیرید هر زمان که از چیزی خوشتان آمد، بگوئید : "می توانم آنرا بخرم، وسع مالی دارم." هنگامیکه ماشین دلخواهتان را می بینید، بگوئید : "می توانم آنرا بخرم." وقتی لباس مورد علاه تان را می بینید یا آرزوی مسافرتی رویائی دارید، بگوئید : "می توانم آنها را به دست آورم." با انجام این کار، خود را تغییر می دهید و احساس بهتری در مورد پول به دست می آورید. با انجام این کار خود را متقاعد می کنید که توانائی خرید این چیزها را دارید و بدین ترتیب تصاویر زندگیتان تغییر می کند.

                                                                                         لیزا نیکولز

 

(هنگامیکه توجهتان را بر کمبود و نداشتن متمرکز می کنید، در مورد آن با خانواده و دوستان بحث می کنید و به فرزندانتان می گوئید : "پول کافی برای خرید ندام، نمی توانم آنرا بخرم." بدین ترتیب هیچگاه توانائی خرید آنها را پیدا نخواهید کرد. زیرا نداشتن را بیشتر و بیشتر جذب می کنید. اگر خواهان ثروت و وفور هستید، بر ثروتمندی و سعادت متمرکز شوید.)

 

 

ذخایر معنوی که منشأ تمامی ثروت های مادی است هرگز تهی نمی شود.

این ذخایر همواره با شما هستند و می توانید به میزان ایمان و نیاز خود از آن بهره گیرید.

                                                                                                            چارلز هانل

 

اکنون که از این راز مطلع هستید، هر وقت با فرد ثروتمندی مواجه شوید، می دانید که تفکرات برتر آن فرد در مورد ثروت است نه فقر و این افراد ثروت را آگاهانه یا ناآگاهانه به سوی خود می کشند. آنها بر ثروت متمرکز شده اند و جهان، افراد، شرایط و وقایع را طوری فراهم کرده اند که به این ثروت دست یابند.

شما نیز ثروت آنها را نیز دارا هستید تنها تفاوت آنها با شما این است که آنان با افکارشان این ثروت را به سوی خود فراخوانده اند. ثروت شما در جهان نامرئی منتظر شماست و برای دریافت آن کافی است در مورد ثروت فکر کنید.

                                                                                       دیوید شیرمر

 

(اوایل که با راز آشنا شده بودم، هر روز چندین صورتحساب دریافت می کردم. با خودم فکر می کردم : "چگونه این قبوض را بپردازم؟" طبق قانون جذب بر هر چه متمرکز شوید همان را دریافت می کنید. گزارش حساب بانکی ام را آوردم، عدد مربوط به موجودی ام را پاک کردم و موجودی را که دوست داشتم در بانک داشته باشم، جایگزین کردم و فکر کردم : "بهتر است تجسم کنم بجای صورتحساب چک دریافت می کنم" و این کار را انجام دادم. با گذشت یک ماه، اوضاع کم کم تغییر کرد. شگفت انگیز است، اکنون من فقط چک دریافت می کنم. اگرچه صورتحساب های کمی دریافت می کنم ولی تعداد چک ها خیلی بیشتر است.)

روشی که برای تغییر احساساتم در مورد انبوهی از صورتحساب ها ایجاد کردم این بود که وانمود کنم صورتحساب ها، چک پول است. هنگامیکه آنها را دریافت می کردم با خوشحالی فریاد می زدم : "باز هم پول برای من، متشکرم، متشکرم." هر صورتحسابی را که دریافت می کردم، در تصور خود آنرا چک می دیدم و حتی به ارقام آن صفرهائی اضافه می کردم تا رقم آن بیشتر شود. دفترچه ای برداشتم و در بالای آن نوشتم : "پول های دریافتی" و در زیر آن ارقام تمامی صورتحساب ها را با صفر اضافی یادداشت کردم. درمقابل هر یک از حساب ها می نوشتم متشکرم و احساس قدردانی را برای دریافت آن در خود حس می کردم تا جائی که اشک در چشمانم جمع می شد. سپس هر یک از صورتحساب ها را که در مقایسه با مبالغ دریافتی بسیار ناچیز بود، با احساس قدردانی پرداخت می کردم.

صورتحساب ها را تنها وقتی باز می کردم که احساس می کردم چک هستند، اگر بدون این احساس آنها را باز می کردم دچار حالت تهوع می شدم و می دانستم این احساس صورتحساب های بیشتری به سوی من خواهد آورد.

می دانستم که باید این احساس را حذف کنم و احساس شادمانی را جایگزین آن کنم تا پول بیشتری به زندگیم راه یابد. علیرغم دریافت انبوهی از صورتحساب ها، این روش تاثیر گذار بود و زندگیم را تغییر داد.

                                                                                لورال لانگمیر

                                                کارشناس امور مالی، سخنران و مشاور شخصی و شغلی

 

(من با این نگرش بزرگ شدم که برای کسب پول باید به شدت کار کرد. من این جمله را جایگزین کردم. "پول به آسانی بدست می آید." شاید در ابتدا این جمله بیشتر شبیه به یک دروغ باشد، اینطور نیست؟ قسمتی از مغز شما می گوید : "دروغگو، غیرممکن است." باید بدانید که این حس درونی تنها زمان کوتاهی پایدار خواهد بود.)

اگر تاکنون فکر می کرده اید : "برای کسب پول باید سخت کار کرد"، بلافاصله این تفکر را رها کنید. با فکر در مورد این تفکرات فرکانس مربوط به آنها را ارسال می کنید و آنها به شکل تصاویر زندگی شما ظاهر می شوند. به توصیه لورال لانگمیر عمل کنید و این تفکر جدید را جایگزین چنین افکاری کنید : "پول به آسانی بدست می آید."

 

 

تولید ثروت به طرز تفکر و وضعیت ذهن شما بستگی دارد.

                                                                   دیوید شیرمر

 

 

 (هشتاد درصد از مشاوره هائی که با افراد انجام می دهم در مورد روانکاوی و طرز تفکر آنهاست. من بارها این جمله را از آنها شنیده ام : "تو می توانی اما من نمی توانم." مردم می توانند روابط درونی و تفکرشان را در مورد ثروت تغییر دهند.)

 

خوشبختانه لحظه ای که درمی یابید آنچه می دانید از آموخته ها و باورهای قبلی شما مهمتر هستند، زندگیتان را سرشار از فراوانی و وفور می کنید.

موفقیت از درون شما حاصل می شود نه از دنیای بیرون.

                                                                                                       لف والدو امرسون

 

 

 

باید با جذب پول بیشتر، احساس خوبی پیدا کنید. بدیهی است هنگامیکه افراد پول کافی ندارند، نسبت به پول احساس خوبی نیز ندارند. اما این احساسات منفی، راه ورود پول به سوی شما را مسدود می کنند. شما باید این روند را با ایجاد احساس خوب نسبت به پول و قدردانی، در خود متوقف کنید. با خود بگوئید :

 

"بیش از نیازم پول دارم و پول زیادی در راه است."

"من مانند آهنربائی پول را جذب می کنم."

"من عاشق پولم و پول نیز عاشق من است."

"هر روز پول بیشتری دریافت می کنم."
"خدا را شکر، خدا را شکر، خدا را شکر."

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

ایا غیر از دیه سایر ضررهای ناشی از جرم باید پرداخت

موضوع بالا يكي از موضوعاتي است كه در فقه شيعه مورد بحث واقع شده و در نتيجه مشكلات فراواني را در آراء دادگاهها بوجود آورده و آراء متضاد و متناقضي در شعب مختلف ديوان عالي كشور صادر گرديده است .



بنابراين لازم ديدم اين مساله را از نظر فقهي مورد بحث قرار دهم تا شايد مورد استفاده قضات محترم و حقوقدانان ارجمند واقع شود هرچند اين حقير خود را لايق اينگونه مسائل با بضاعت مزجاه نميدانم قبل از شروع در بحث لازم دانستم كه بحث ديگري را كه خود احتياج به مقاله مستقلي دارد مطرح سازم و بطور خلاصه و اختصار بررسي كنم و آن عبارت است از بررسي انواع ششگانه ديات كه آيا همه اين انواع في نفيها اصالت دارند يا بعضي از آنها اصالت دارند و يا هيچكدام اصالت ندارد و بر فرض آنكه هيچكدام اصالت نداشته باشد ملاك قيمت كداميك از آنهاست با بررسيهاي دقيقي كه از روايات و كلمات اهل بيت اطهار سلام الله عليهم اجمعين بدست ميآيد اين است كه غير از شتر ، انواع پنجگانه ديگر به عنوان قيمت شتر تعيين شده است پس لازم است اگر يكي از انواع تعيين مي گردد با قيمت شتر در ارزش برابر باشند و اينكه دويست گاو يا هزار گوسفند و هزار دينار تعيين شده ، به اين لحاظ بوده است كه از نظر ارزش در آن زمان مساوي با يكصد شتر بوده اند و اگر اين برابري وجود نداشته باشد نبايد كميتي را كه براي آنها درز نظر گرفته ميشود كافي دانست و نظر ما درباره شتر اين است كه خود شتر نيز موضوعيت ندارد و آنچه موضوعيت دارد قيمت آنست در صورتيكه بتواند خسارت ناشي از جرم را جبران نمايد درز اين مقاله دو مطلب مورد بحث قرار ميگيرد :



1ـ انواع ششگانه ديات دآلانچه موضوعيت دارد قيمت شتر است ، و ساير انواع ديات بعنوان قيمت تعيين ميشوند . بنابراين قيمت خود آنها درز صورت برابر نبودن آن با شنتر وجهه شرعي ندارد .



2 ـ قيمت شتر اگر كافي براي جبران خسارتهاي ناشي از جرم نباشد بايد دادگاه ، اضافه بر آن ، به پرداخت ساير خسارتها حكم مقتضي صادر نمايد . مطلب اول از روايات وارد شده استفاده ميشود اولين چيزي كه بعنوان ديه مطرح گرديد بوسيله جناب عبدالمطلب يكصد شتر بوده است در كتاب وسائل شيعه ج 19 صفحه 145 آمده كه پيامبر اكرم (ص) به علي (ع) فرمود :



يا علي آن عبدالمطلب سن في الجاهليه خمس سنن اجراها الله له في اسلام الي ان قال و سن في القتل ماه من الابل فاجري الله ذلك في الاسلام .



يعني عبدالمطلب در جاهليت پنج سنت را بوجود آورد ـ تا اينكه فرمود :در قتل ، يكصد شتر قرار داد و خدا در اسلام آنرا امضاء فرمود .



و در روايتي ديگر وسائل شيعه ج 19 صفحه 143 آمده است كه امام علي فرمود :



هي (الديه) مائه من الابل و ليس فيها دنانير و لا دراهم و لا غير ذلك .



يعني ، ديه يكصد شتر است و دراهم و دنانير و غير آنها در شتران اعتبار نميشود (يعني نفس شتران ديه محسوب ميشوند)نه قيمت انها و براي قيمت احتياج به تراضي دارد ).



و از اين روايت استفاده ميشود كه تعيين درهم ودينار احتياج به توافق دارد و خود درهم و دينار اصل در ديه نيستند .



و در روايت ديگري آمده است ان الديه مائه من الابل و قيمه كل بعير من الورق مائه و عشرون رهمااو عشره دنانير و من الغنم قيمه كل ناب من الابل عشرون شاه .



يعني ديه يكصد شتر است و ارزس هر شتري يكصدو بيست درهم و يا ده دينار است و ارزش هر شتريكه دندان ناب (نيش) در آورده باشد بيست گوسفند است و از اين روايت نيز استفاده ميشود كه دارهم و دينار و گوسف6ند به عنوان قيمت شتر تعيين شده اند و در روايت ديگري است كه ديه در جاهليت يكصد شتر بوده است و رسول خدا آنرا نيز مقرر فرمود سپس در اين روايت آمده انه فرض علي اهل البقر مائتي بقره و فرض علي اهل الشاه الف شاه تنيه و علي اهل الذهب الف دينار ، و علي اهل الورق عشره الف درهم و علي اهل اليمين الحلل مائتي حله .(وسائل شيعه ج 19 صفحه 142 ).



يعني رسول خدا بر صاحب گاو ، دويست گاو ، و بر صاحب گوسفند ، هزار گوسفند ، و بر صاحب طلا ، هزار دينار ، و بر صاحب نقره ، ده هزار درهم و بر اهل يمن دويست حله تعيين نمود .



و كليه روايات وارده در باب ديات دلالت دارند كه تعيين مقدار درهم ، دينار ، گاو ، گوسفند ، بر اساس محاسبه با قيمت شتر بوده است و براي تسهيل امر برجاني اجازه داده اند كه جاني ، مالي را در اختيار دارد با در نظر گرفتن ارزش آن با شتر بپردازد و چجون در زمان ما بهترين راه براي پرداخت ديه پرداخت همان پولي است كه مردم هر كشوري در اختيار دارند بايد با تعيين قيمت يكصد شتر ، ديه لازم را پرداخت نمايد و به عبارت ديگر تعيين انواع ديات براي تسهيل امر بوده و همين امر اقتضاء مي كند كه جاني پولب رايج كشور خود را پرداخت كند (نه درهم و دينار و حله ، يا گوسفند و گاو ) زيرا پرداخت خود آنها موجب عسروحرج است حتي خود شتر نيز لازم نيست پرداخت شود و جاني را نبايد به پرداخت آن الزام كرد ، زيرا پرداخت آن موجب عسروحرج ميگردد و شريعت مقدسه اسلام شريعتي است سهل و آسان و در احكام خود ، مردم را به انجام كاري كه موجب عسرو حرج باشد مكلف نمينمايد همانطوري كه در ابتداي امر مردمي را كه صاحب درهم و دينار بودند براي تسهيل به دادن درهم و دينار با حفظ تقويم آنها با قيمت شتر مكلف گردانيد در عصر كنوني ما كه مردم كمتر گاو .وگوسفند و شتر و درهم ودينار در اختيار داغرند تيز بايد مكلف به همان مالي باشند كه در اختيارشان ميباشد بنابراين دادگاهها ديه كه تعيين ميفرمايند با پول رايج ايران كه اسكناس است بايد ديه را تعيين فرمايند و همان تسهيلي را كه در صدر اسلام ، شارع مقدس در نظر گرفته بود ، در نظر گيرند و نبايد جاني را كه درهم و ديناري در اختيار ندارد و هرگز نميتواند آنرا پرداخت نمايد محكوم سازد و همچنين نسبت به شترو گاو و گوسفند ، بلكه قيمت شتر را كه طبق روايات ، اصل در ديات بوده است در نظر ميگيرند و با پول رايج ، جاني را به آن محكوم ميسازند و آنچه گفته شد از جمع بين روايات و دقت و تأمل در آنها بخوبي بدست مي آيد و من از كليه حقوقدانان و قضات محترم مي خواهم كه تأمل بيشتري در خصوص روايات وارده در انواع ديات و كميت آنها بنمايند و اگر با نظر ما موافق بودند فلله الحمد و اگر موافق نبودند مارا ارشاد فرمايند حاصل كلام آنكه :



اولاً ـ ملاك تعيين ديه از انواع ششگانه ديات ، آنست كه بر اساس قيمت شتر ، تعيين ميشوود .



ثانياً ـ جاني كه مخير بين تعيين يكي از انواع ديات مي باشد در صورتيكه قيمت آنها با قيمت شتر برابر باشد و چون در عصر ما اين بابري وجود ندارد مقدار تعيين شده در انواع پنجگانه وجهه شرعي نخواهد داشت .



ثالثاً ـ چون تعيين انواع ششگانه در زمان شارع مقدس براي تسهيل امر بوده و خود آنها موضوعيت نداشته اند و ملاك در تعيين ما ، همان چيزي است كه در صدر اسلام ملاك براي ساير انواع ديه غير از شتر بوده است و آن عبارت است از مقايسه آن با ارزش شتر و نيازي به موافقت جاني در تعيين قيمت نيست .



و با اين ترتيب چون قيمت شتر از قيمت درهم كه معمولاً دادگاهها رأي مي دهند بيشتر است تا اندازه اي خسارات وارده بر مجني عليه جبران مي گردد .



ما براي اثبا ت مطلب دوم (لزوم جبران خسارات زائد بر قيمت شتر ) مي توانيم به ادله زير استناد نمائيم .



1 – بناي عقل



2 ـ قاعده لا ضرر



3 ـ قاعده لا حرج



4 ـ قاعده تسبيت



1 ـ بناي عقلاء



مقصود از بناء عقللاء اين است كه هرگاه امري مورد پذيرش همه عقلاء ‹‹بماهم عقلاء›› قرار گيرد شارع مقدس اسلام نيز خود يكي از عقلاء است بلكه رئيس آنهاست بايد آنرا بپذي رد مثلاً عقلاء چون حسن عدل و قبح ضلم را ‹‹به ماهم عقلاء›› مي پذيرند شارع مقدس اسلام نيز بايد آنرا بپذيرد .



بنابراين اگر عقلاء اتلاف مال غير را موجب ضمان و آن را عدل و عدم آن را موجب ظلم مي دانند شارع نيز بايد آن را بپذيرد و اگر شارع مقدس آن را نپذيرد يا بايد بگوئيم كه حكم مذكور ، حكم عقلائي نيست و اين خلاف فرض است و يا آنكه شارع از حكم عقلاء خارج گرديده و ظلم را مجاز دانسته است و اين بر خلاف نظر عدليه است كه ظلم را از طرف خداونهد قبيح و محال مي دانند و در ما نحن فيه عيناً مساله به همين شكل مطرح مي گردد زيرا :



عقلاء عدم پرداخت خسارتهاي ناشي از جرم را ظلم مي دانند و ظلم از طرف خداوند قبيح است پس نتيجه مي گيريم كه : حكم به عدم پرداخت خسارت از طرف خداوند قبيح است .



آري اگر ما ، در صغراي قضيه و يا كبراي آن تشكيك نموده و عدم پرداخت خسارتها را از مصاديق ظلم ندانسته و از طرف خداوند قبيح ندانسته باشيم .



بنابراين مي توان با بناي عقلاء حكم مذكور را اثبات كرد و شارع نمي تواند از بناي عقلا ردع كند و آنچه را مي تواند مورد ردع قرار دهد سيره عرف مي باشد كه گاهي از آن به سيره تعبير ميشود.



2 ـ قاعده لاضرر



قاعده لا ضرر يكي از قواعد فقهي است كه بايد جداگانه آن را مورد بحث قرار داد و فعلاً مجال آن نيست اما قبل از بيان استدلال به آن برما نحن فيه ، لازم است درباره ماهيت حقوقي ديه بطور خلاصه و اختصار بحث نمائيم :



بعضي از حقوقدانان معتقدند كه ديه مجازات است و در قانون ديات نيز به عنوان مجازات مطرح گرديده و ماده 7و 10 قانون راجع به مجازات اسلامي مصوب 62 نيز آن را مجازات دانسته اما هيچگونه دليلي براي اثبات اين مطلب ارائه نشده است و در روايتهاي وارده در ديات نيز ذكري از ديه به عنوان مجازات مطرح نگرديده بلكه از آنها استفاده ميشود كه ديه براي جبران ضرر وزيانهاي بدني تعيين شده است زيرا اولاً ديه در مقابل ارش قرار گرفته است و از روايات استفاده ميشود كه ارش براي جبران ضررها و زيانهاي وارده بر بدن در جائيكه ديه تعيين نشده است در نظر گرفته شده است فلذا نظر كارشناس براي تعيين مقدار آن لازم مي باشد و امام صادق (ع) در روايتي در اين باره مي فرمايد :و ما كان جروحاً دون الاصطلام فيحكم به ذواعدل منكم . (وسائل شيعه ج 19 صفحه 299).



يعني جراحتهايي گه كمتر از بريدگي باشد با نظر دو نفر عادل تعيين ميشود پس همانطوري كه ارش يك نوع جبران خسارت و ضرر بدني محسوب ميشود ديه در برابر آن قرار گرفته است نيز بايد مانند وي (به قرينه مقابله) يك نوع جبران خسارت بوده باشد و ثانياً مجازاتهاي اسلامي هميشه در مقابل معصيت و گناه مي باشند ، و ديه در غالب موارد در مقابل فعلهاي خطايي و يا شبه عمد مي باشد و ثالثاً عاقله كه گاهي مسئول پرداخت ديه است خواه خويشاوندان جاني باشند و يا امام (دولت) معني ندارد كه مجازات شوند و اگر ديه مجازات باشد بايد گفت كه افراد بي گناه از نظر فقه اسلامي قابليت تعقيب كيفري را دارند و اين بر خلاف عدالت و منطق عقل سليم و فكر سليم مي باشد مضافاً به اينكه در بسياري از روايات به ضمان ديه تعبير شده است و ضمان، ظهور در مسئوليت مالي دارد نه مجازات .



و اينك كه معلوم گرديد ديه مجازات نيست بلكه براي جبران ضررهاي وارد بر بدن مي باشد معلوم مي گردد كه شارع آن را كه اعتبار كرده است بخاطر آن بوده كه ضررهاي ناشي از جرم را مرتفع سازد زيرا اگر چنين حكمي وضع نمي كرد ضررهاي وارده بر مجني عليه به حال خود باقي مي ماند با اين ترتيب روشن مي شود كه ديه از مصاديق لاضرر مي باشد .



و در بعضي از روايات به اين مطلب اشاره شده است مانند روايت ابن عمير از حماد از حلبي از ابي عبدالله (ع) قال سالته عن الشيء يوضع علي الطريق فتمر الدابه فتنفر بصاحبها فتعقره فقال (ع) كل شي ء يضر بطريق المسلمين فصاحبه ضامن لما يصيبه (وسائل ج 19 ابواب موجبات ضمان باب 9 ح 1) و در حديث ابي الصباح كناني از ابي عبدالله (ع)نقل شده كه آن حضرت فرمود كل من اضربشي من طريق المسلمين فهو له ضامن (وسائل همان باب ج 2 ) و بديهي است كه مراد امام از ضمان د راين دو حديث همان ديه است كه ناشي از اضرار گرديده است و اينك كه معلوم گرديد ضمان ديه ناشي از اضرار به غير است مي توان گفت حديث نفي ضرر مي تواند دليلي كافي براي كليه خسارات ناشي از جرم باشد خواه آن خسارت با ديه جبران گردد و يا با غير ديه و قبل از شروع در فقه حديث نظر خواننده محترم رابه اصل حديث نفي ضرر جلب نموده و سپس درباره مفاد ومحتواي آن بحث خواهيم نمود .



حديث نفي ضرر و ضرار



كليني در كتاب كافي ج 5 كتاب معيشت باب ضرار حديث 2 و 8 ص 292 و 294 و شيخ حرعاملي در وسائل ج 17 كتاب احياء موات باب 12 حديث 3و4 از زراره از ابي جعفر (ع) روايت مي كند كه سمره بن جندب در حائط مردي از انصار درخت خرمائي داشت و منزل انصاري در كنار درب ورودي باغ بود و سمره از كنار درب خانه انصاري وارد مي شد و به نخل خود سر مزد و اجازه نمي گرفت انصاري با وي سخن گفت و از او خواست اجازه بگيرد سمره نپذيرفت انصاري به رسول خدا شكايت كرد و از ماجرا او را خبر داد رسول خدا (ص) سمره را احضار كرد و سخن انصاري را براي وي نقل كرد و فرمود اگجر خواستي وارد باغ شوي از انصاري اجازه بگير و سمره نپذيرفت رسول خدا (ص) به او پيشنهاد فروش درخت نخل را با قيمتي بسيار داد باز نپذيرفت سپس به او فرمود به نخلي در بهشت آن را بفروش سمره قبول نكرد پس رسول خدا (ص) به انصاري فرمود : اذهب فاقلعها وارم بها اليه فانه لا ضرر و لاضرار .



يعني برو آن را در آور و بسويش بيانداز زيرا ضرر و ضراري نيست .



ودر بعضي ديگر از روايات آمده است كه پيامبر به انصاري فرمود : انك رجل مضار و لا ضرر و لا ضرار علي مومن .



مقصود از لا ضرر چيست ؟



بعضي از محققين مانند شيخ انصاري جمله لاضرر و لا ضرار را ، حمل بر معناي حكم ضرري نموده اند و بعضي ديگر مانند آخوند در كفايه آن حمل بر نفي حكم به لسان نفي موضوع كرده است و گروهي مانند نراقي ، صاحب عناوين و شيخ الشريعه آن را حمل بر نهي كرده و گفته اند از جمله خبريه لا ضرر اراده نهي از ضرر شده و نهي در آن را نهي الهي دانسته اندو ظاهراً اين نظريه صحيحتر باشد زيرا روايت انك رجل مضار الخ ظاهراً در همين معني است و بعضي از اعاظم معاصرين رضوان الله تعالي عليه نيز همين معني را مي پذيرند اما نهي در آن را نهي الهي نمي داند



بلكه مي گويد نهي در آن نهي سلطاني است و مقصودش از نهي سلطاني اين است كه نهي پيامبر از اضرار به انصاري و حكم به قلع نخل سمره از وظايف حكومت و زعامت رسول اكرم (ص) بوده و رسول بما نه حاكم ، اين حق را دارند كه چنين حكمي را صادر فرمايند تا در حوزه حكومتش كسي بر كسي ديگر ضرر وارد نياورد و به هر حال طببق نظريه مختار مي توان براي تقريب استدلال به حديث لا ضرر و لا ضرار چنين گفت كه از دليل نفي ضرر استفاده يك كبري كلي مي شود و آن اين است كه هيچگونه ضرري از طرف هيچكس نسبت به يكديگر نبايد واقع شود و انجام آن قبيح است خواه آن ضرر از طرف مردم نسبت به يكديگر باشد و يا از طرف شارع از راه وضع احكام ضرري و يا امضاء آنها و به هر حال ضرر نبايد حدوثاً موجود و بقائاً استمرار يابد از طرف هر كس كه بوده باشد . و به لفظي ديگر : ضرر نبايد موجود گردد بايد رفع شود و با اين توضيح معلوم مي گردد دليل نفي ضرر نه اختصاص به احكام ضرري دارد و نه اختصاص به موضوعات ضرري در خارج دارد بلكه هر دو را شامل مي شود پس اگر كسي جنايتي بر كسي وارد كرد و ضررهاي غير قابل تحملي بر وي وارد آورد طبق قاعده لا ضرر بايد آن ضررها جبران گردد خواه از راه ديه در صورتيكه كافي باشد و يا افزودن غير از ديه در صورتيكه ديه كافي نباشد و چون اين استدلال از جهات مختلفي مورد مناقشه قرار گرفته است لازم است هر كدام از اشكالات را مطرح و سپس به پاسخ آنها بپردازيم .



1 ـ اگر كسي بگويد حكم به پرداخت خسارت غير از ديه از طرف جاني نيز موجب ضرر بر جاني مي گردد و آن نيز منفي است بنابراين ضرر جاني با ضرر مجني عليه تعارض مي كنند و تساقط مي نمايند و با اين ترتيب قاعده لا ضرر در ما نحن فيه قابل استناد نخواهد بود .



در پاسخ از اين اشكال مي توان گفت قاعده لا ضرر در حق جاني جاري نمي گردد زيرا اگر چنين باشد لازم مي آيد موردي براي قاعتده حتي در قضيه انصاري و سمره بن جندب باقي نماند .



مضافاً به اينكه جاني چون خود منشاء ضرر بر مجني عليه شده است و سبب گرديده است كه خسارت را پرداخت نمايد از مصاديق لا ضرر نخواهد بود زيرا لا ضرر اختصاص به موردي دارد كه شخصي نخواهد بر ديگري ضرر وارد آورد مانند ضرري كه سمره بر انصاري وارد ميآورد و چون جاني خود در اثر فعل جنايت سبب ضرر برخود گرديده نه كسي ديگر ، قاعده لاضرر در حق وي جاري نخواهد بود و به عبارت ديگر جبران خسارت و ضرر از نظر عرف و عقلاء ضرر محسوب نمي شود .



2 ـ اگر گفته شود شارع مقدس با تعيين ديه خسارتهاي ناشي از جرم را جبران كرده است و با اين ترتيب نمي توان جاني را به پرداخت خسارت ديگري محكوم كرد در پاسخ مي گوئيم اگر جبران خسارت با ديه متحقق شود مشكلي وجود نخواهد داشت اما مساله اي كه در اينجا مطرح است اين است كه اگر ديه كافي براي جبران خسارت نيست چه بايد كرد ؟ و شارع مقدس چگونه چيزي را كه كافي براي جبران خسارت بر مجني عليه نيست كافي براي جبران خسارت بداند آري اگر ديه مي توانست يك حكم تبعيدي باشد به اين معني كه شارع تعبداًبفرمايد شما بايد فقط به ديه اكتفاء نمايي خواه كافي براي جبران خسارتها باشد و يا كافي نباشد مانعي از اكتفاء به آن وجود نداشت اما آيا چنين تعبدي معقول است و عقلاء آن را مي پذيرند ؟، و يا آن را يك ظلم آشكار نسبت به مجني عليه مي دانند .



3 ـ اگر گفته شود پس چرا شارع مقدس اصولاً در اين جرائم ديه تعيين فرمودند زيرا بهتر بود مي فرمودند :



جاني بايد خسارات وارده را جبران نمايد ، و موضوع ديه را به هيچوجه مطرح نمي فرمودند :در پاسخ گفته ميشود اينكه شارع در موارد خاصي ديه تعيين فرموده است براي خاطر اين بوده كه ديه قبل از اسلام وجود داشته و عقلاء ، و عرف زمان شارع آن را كافي براي جبران خسارتها مي دانستند و شارع مقدس هم ديه را به عنوان جبران خسارت مورد امضاء قرار دادند نه آنكه ديه را به عنوان يك امر تعبدي تأسيس فرمودند و در آن زمان مخارج درماني و غير درماني به هيچوجه مانند زمان ما زياد نبوده است و ضررها و زيانهاي ناشي از جرم تا اين حد كه در زمان ما وجود دارد وجود نداشته است فلذا اينگونه مسائل در جامعه آن زمان مطرح نبوده است .



4 ـ اگر گفته شود حديث لا ضرر فقط حكمي را كه ممكن است منشاء ضرر گردد نفي مي كند اما نمي تواند مثبت حكم هم باشد پس از راه حديث لاضرر نمي توان جبران خسارتها ي وارده را اثبات كرد چنانچه نراقي در عوئد و بعضي از اعاظم متأخرين و معاصرين آن را نپذيرفته اند و در تقريب اشكال مي فرمايند : حديث لاضرر در مقام نفي حكم ضرري است به اين معني كه اگر در اطلاق يا عموم حكمي ضرر باشد حديث لاضرر مي گويد چنين حكمي نمي تواند اطلاق يا عموم داشته باشد ، اما نمي تواند هم بگويد حكمي را بجاي حكمي كه نفي كرده ام اثبات مي نمايم و با اين ترتيب در ما نحن فيه جبران خسارتهاي وارده از قاعده لاضرر استفاده نمي شود در پاسخ مي گوئيم اولاً اين استدلال به دليل نفي حرج نقض مي شود توضيح آنكه خداوند متعال مي فرمايد ‹‹ما جعل عليكم في الدين من حرج›› يعني در دين حكم حرجي وضع نشده است .



و امام (ع) در صحيحه عبدالاعلي وجوب مسح بر مراره را (درباره كسي كه انگشتش زخمي شده بود و بر آن مراره گذاشته بود ) از آيه بدست آورده است و مي فرمايد يعرف هذا و اشباهه من كتاب الله و فرقي بين نفي حرج و نفي ضرر از اينحيث نيست پس اگر اثبات وجوب مسح بر مراره از نفي حرج استفاده ميشود چه مانعي دارد كه از دليل نفي ضرر نيز وجوب پرداختن كليه خسارتهاي وارده به مجني عليه استفاده شود و اشكال فوق از اينجا ناشي شده است كه در فهم احكام از ادله شرعيه يك سلسله دقتهاي عقلي بكار برده شده كه از نظر عرف و شرع اعتبار ندارند و موجب اشتباه در احكام الهي مي گردد .



و ثانياً متبادر از حديث لا ضرر همانطوري كه قبلاً گفته شد منع هر گونه ضرري است كه امكان آن وجود داشته باشد پس همانطوريكه حكم ضرري از طرف شارع ممنوع است ضررهاي موجوده در خارج نيز ممنوع هستند و بايد مرتفع گردند . و خسارات وارده در ما نحن فيه نيز ممنوع و بايد مرتفع گردند .



و ثالثاً در قضيه سمره بنجندب پيامبر اكرم (ص) براي جلوگيري از ضززهايي كه سمره بر انصاري وارد ميآورد به انصاري دستور مي دهد نخل سمره را در آورد و مجوز شرعي آن را ‹‹ لا ضرر و لا ضرار ›› قرار داده است پس اگر حديث لا ضرر فقط بر نفي حكم دلالت داشته باشد چگونه پيامبر دستور دادند كه درخت نخل سمره را از جاي خود در آورند و در پيش رويش بياندازند .



آري در مواردي كه نفي حكم ضرري كافي براي جلوگيري از ضرر باشد دليل نفي ضرر مثبت حكمي از احكام نيست و به لفظي ديگر شارع مي خواهد هيچگونه ضرري در خارج تحقق نيابد و براي رسيدن به غرض خود گاهي به همان نفي حكم استناد مي كند ( در صورتيكه نفي حكم ضرري براي جلوگيري از ضر كافي باشد ) و گاهي بايد حكم ديگري را اثبات كند ( در صورتيكه نفي حكم ضرري براي جلوگيري از ضرر كافي نباشد ) و به همين جهت اصحاب براي اثبات حق شفعه ، حق خيار غبن و… ) به دليل لاضرر استناد كرده اند و قدماي از فقهاء حديث لاضرر را اختصاص بنفي حكم ضرري نداده اند ، هر چند در نفي احكام ضرري از عموم حديث استفاده كرده اند و عدم تميز بين اين دو امر سبب اشتباه متأخرين شده است .



3 ـ قاعده نفي حرج قبل از تقريب استدلال به اين قاعده در مانحن فيه ، لازم است اولاً به بررسي معناي لغوي حرج بپردازيم و ثانياً دلالت آن را مورد بحث قرار دهيم فيومي در مصباح امنير مي گويد:



حرج صدره حرجاً من باب تعب ضاق .



يعني گفته ميشود ‹‹ حرج صدره ›› يعني سينه او بتنگ آمد و در قران مجيد نيز در همين معني بكار رفته است .



ابن اثير در نهايه ج اول صفحه 361 مي گويد : الحرج في الاصل الضيق يعني حرج در لغت به معناي ضيق است و سپس مي گويد : وقيل اضيق الضيق يعني بعضي گفته اند حرج تنگترين تنگي است و همين معنا تيز از المنجد ، المعجم الوسيط و اقرب الموارد و ساير كتب لغت استفاده مي شود و با توجه به اين معني مي گوئيم مراد از نفي حرج نفي ضيق و تنگي است مقصود از آن نفي هرگونه حرج خارجي است به اين معني كه نبايد كسي بر كسي ديگر عملي را تحميل كند كه او را در تنگنا قرار دهد حتي خود شارع و قانونگذار نبايد احكامي را وضع كند كه ديگران را در ضيق و تنگي قرار دهد و يا بر امري كه بموجب ضيق و حرج باشد صحه بگذارد .



و با توجه به اين معناي وسيع و كلي براي نفي حرج هر حرجي ممنوع مي گردد و روشن است كه اگر كسي خسارت مالي يا بدني بر كسي وارد آورد و از عخهده خسارت وارده بر نيايد او را در معرض ضيق و تنگي قرار داده است و اين از نظر شارع ممنوع است و مانحن فيهنيز از مصاديق بارز همين امر است زيرا جاني كه خسارات بدني بر مجني عليه وارد آورده چنانكه آن خسارت را جبران نكند مجني عليه را در معرض ضيق قرار داده است پس جاني بايد خسارات وارده را جبران كند چه از راه پرداخت ديه و چه از راه پرداخت غير ديه ، و اشكالاتي كه در ارتباط با قاعده لا ضرر مطرح گرديده عيناً در اينجا مطرح مي گردد و پاسخ از آنها همان است كه در آنجا گفته شد و نيازي بطرح مجدد آنها نيست .



4 ـ قاعده تسبيت



سبب در فقه اطلاعات گوناگوني داردؤ گاهي در مقابل مباشر و كاهي در معناي اعم از آن و گاهي در مقابل جنايت بكار برده مي شود و از كلمات فقهاء استفاده مي شود كه مقصود از آن در اينجا معناي اخير است كه جاني در آن مسوول پرداخت ديه است نه عاقله .



مرحوم صاحب جواهر در اين ارتباط مي فرمايد :



و ظاهر هم ان السبب الموجب للديه الذي هو بمعني الشرط ، الذي لا يوجب ضمانا الا في مال الميبب و لا يكون علي العاقله فيه شيء ، لعله لا طلاق الضمان في النصوص علي وجه ينسب اليه ، و لعدم صدق القتل خطاء عليه مع اصاله برائه ذمه العاقله فتامل جيداً.



يعني ظاهر كلمات فقهاء اين است كه سببي كه موجب ديه است و معناي شرط را دارد آن سببي است كه موجب ضمان در مال عاقله نمي شود بلكه فقط بر مسبب تعلق مي گيرد و شايدبه اين دليل باشد كه در نصوص ؤ كلمه ضمان بكار برده شده و ظاهر آن اين است كه به مسبب نسبت داده شود و خود وي مسوول آن باشد و دليل ديگري را كه مي توان به آن استناد كرد اين است كه بر عمل مسبب صدق قتل خطايي نمي كند مضافاً به اينكه اصل برائت نسبت به عاقله در اين موارد جاري مي گردد .



و بر همين اساس است كه فقها باب اسباب را از بايب جنايات جدا كرده اند و اين تفكيك كاملاً صحيح است مثلاً اگر كسي چاهي را غير ملك خود حفر كند و كسي در آن بيافتد و كشته شود حافر چاه مرتكب قتل خطايي نشده بلكه سبب قتل را فراهم كرده و خودش (نه عاقله ) مسوول پرداخت ديه است و كلمه تسبيب هر چند در روايات وارده در اين باب نيامده اما از مجموع روايات وارده مي توان يك قاعده كلي بدست آورد كه اگر كسي سبب جنايتي گردد وي در مقابل جنايت وارده مسوول است و از آنجايي كه اين يك حكم عقلايي است و عقلاء بين ديه و ساير خسارات تفاوتي قائل نيستند مي توان حكم به ضمان را كه در اين روايت آمده يك حكم كلي بدانيم و آن را تنها به ديه اختصاص ندهيم و اخبار مذكور هر چند انصراف به ديه دارند اما با توجه به قرينه مذكور مي توان آنها را تعميم داد.



روايت ابي مريم :



در خاتمه بحث لازم است روايتي را كه ابي مريم از امام ابو جعفر (ع) نقل كرده است نقل نموده و آنرا مورد بحث قرار دهيم :



امام ابو جعفر (ع) مي فرمايند :



قضي امير المومنين (ع) ان لايحمل علي العاقله الا الموضعه فصاعدا ، و قال مادون السمحاق اجر الطبيب سواء الديه (وسائل ج 19 صفحه 303)بعضي از فقهاء روايت را چنين معني كرده اند كه عاقله كه مسوول پرداخت ديه است مسوول پرداخت ديه موضحه و بيشتر از آن است و ديه پائين تر از سمحاق با اجرت طبيب به عهده جاني است با توجه به اين معني مسووليت اجرت طبيب را كه بر عهده جاني است امري مسلم گرفته و فرقي كه بين مادون سمحاق و مافوق سمحاق است اين است كه ديه در مادون سمحاق به عهده خود جاني است و در مافوق آن به عهده عاقله است .



ما اگر اين معني را بپذيريم چند اشكال بر روايت وارد مي شود كه بايد به آنها پاسخ داد :



1 – پذيرفتن حكم مذكور بر خلاف اجماع است زيرا هيچكس از فقهاء مسووليت مخارج پزشكي را بر عهده جاني ندانسته اند .



2 – اين روايت از نظر سند قابل اعتماد نيست ، زيرا در سند آن ابن فضال آمده كه فطحي مذهب است .



3 ـ استدلال به اين روايت اخص از مدعي است زيرا فقط در آن اجرت طبيب در مادون سمحاق آمده است و نسبت به اجرت طبيب در ما فوق سمحاق ساكت است . اما هيچكدام از اين اشكالات وارد نيستند اما اشكال اول به اين دليل وارد نيستكه فقهاء مساله مسئوليت جاني را نسبت به هزينه هاي پزشكي متعرض نشده اند و از عدم تعرض آنان نمي توان چنين اجماعي را بدست آورد و اشكال دوم هم درست نيست زيرا روايات بني فضال مورد اعتماد فقهاء شيعه هستند و امام (ع) درباره روايات آنان فرموده است :



خذوا ما رووا و ذروا ماراوا ‹‹ يعني روايت آنان را بگيرند و عقايد آنان را رها كنيد و اشكال سوم نيز صحيح نمي باشد زيرا اولاً روايت اخص از مدعي نيست همانطوري كه در تقريب استدلال ، بيان گرديد و ثانياً اگر اين روايت دلالت داشته باشد كه اجرت طبيب در مادون سمحاق به عهده جاني است با اينكه بسيار امر ناچيزي است از راه مفهوم موافقت و فحواي خطاب مي توان اجرت طبيب را در موارد ديگر هكم كه به مراتب بيشتر است نيز به عهده جاني دانست .



والحمدلله اولاً و آخر اً و ظاهراً و باطناً منابع: توضيح آنكه :



شخصي براي مطالبه مبلغ دو ميليون ريال بابت ضرر وزيان ناشي از جرم شكستگي شديد استخوان و ضربه مغزي بر اثر تصادف رانندگي در دادگاه حقوق ساري اقامه دعوي نمود ه و مدعي شده كه مدت سه ماه تحت معالجه بوده و بهبودي كامل نيافته و مبلغ مزبور را از باب تسبيب مطالبه مي نمايد خوانده در مقابل از خود دفاع كرده و گفته است به حكم دادگاه كيفري يك ديه قانوني را پرداخته و مطالبه مبلغ ديگري مجوز قانوني ندارد خواهان پاسخ داده هزينه معالجه به مراتب بيش از مقدار ديه بوده است دادگاه پس از ارجاع به كارشناس خواهان را در مطالبه ششصد هزار ريال ذيحق شناخته و حكم صادر كرده است و محكوم عليه تجديد نظر خواسته و شعبه 11 ديوان عالي كشور به اين استدلال كه با وجود صدور حكم ديه و وصول آن مطالبه ضرر و زيان ناشي از جرم وجهه شرعي و قانوني ندارد ، حكم دادگاه مغاير با موازين قانوني تشخيص داده و نقض نموده و رسيدگي را به شعبه ديگر دادگاه عمومي ساري محول كرده است ، شعبه اول دادگاه عمومي ساري به اين استدلال كه صدور حكم دادگاه كيفري به پرداخت ديه رافع مسووليت مدني خوانده نيست بر محكوميت خوانده به پرداخت ششصد هزار ريال اظهار نظر نموده است شعبه 3 ديوان عالي كشور نظر دادگاه را تنفيذ نكرده و پرونده را اعاده نموده و دادگاه به اين استدلال كه ‹ر ديه نوعي مجازات است و با ضرر و زيان ناشي از جرم تفاوت دارد و طبق اصل اباحه مطالبه ضرر و زيان ناشي از جرم شزعاً ممنوع نشده ودر اصل 171 قانون اساسي و ماده 154 قانون تعزيرات مطالبه ضرر وزيان جايز اعلام شده و مقررات مواد 3و4و5 قانون مسووليت مدني كه تاكنون نسخ نشده به قوت خود باقي مي باشد و كسي كه منشاء خسارت به غير شده بايد از عهده بر آيد حكم بر محكوميت خوانده به پرداخت ششصد هزار ريال بابت ضرر و زيان ناشي از جرم صادر كرده است پرونده اصراري مي شود ودر تاريخ 14/9/68 در هيأت عمومي ديوان عالي كشور مطرح مي گردد و بدين شرح رأي داده مي شود : ‹‹ حكم تجديد نظر خواسته ، و استدلال دادگاه مخدوش است زيرا ادعاي مطالبه ضرر وزيان ناشي از جرم بر اثر ضربه مغزي و شكستگي استخوان جمجمه شهاب زندي در دادگاه كيفري مطرح و رسيدگي شده و دادگاه در حكم خود مقدار ديه را بر طبق قانون ديات معين نموده است ، بنابراين دعوي ضرر و زيان وارده به شخص مزبور بر اثر همين جرم تحت عنوان ديگري غير از ديه ، فاقد مجوز مي باشد و اگر تجديد نظر خواه در مورد كميت ديه اعتراضي داشته باشد بايد از طريق مراجع كيفري اقدام نمايد لذا حكم تجديد نظر خواسته نقض مي شود و تجديد رسيدگي با رعايت ماده 576 قانون آئين دادرسي مدني به شعبه ديگر دادگاه حقوقي يك ساري محول است .›› 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}


1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم 
                                                                               
- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[1] عشق
دو جهان یک دانه پیش نَولِ[2] عشق
دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟
 
3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
آنکه او بسته غم و خنده بود
او بدین دو عاریت زنده بود
باغ سبز عشق، کو بی منتهاست  
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت، برترست 
بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.
 
4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.
 
5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود       
 
6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
کوه، در رقص آمد و چالاک شد
 
7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
 
8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

آیا زمان طلاق فرا رسیده است؟

زمانهایی در زندگی زناشویی اتفاق می افتد که آنقدر غصه دارتان می کند که به طلاق فکر می کنید. اگر طلاق بگیرید زندگیتان بهتر می شود یا بدتر؟ بچه ها چطور با این موضوع برخورد می کنند؟ بهترین زمان برای اینکه به همسرتان بگویید که طلاق می خواهید چه موقع است؟

وقتی مشکلی در زندگی زناشوییتان پیش می آید این افکار و سوال ها به ذهنتان هجوم می آورند. گاهی اوقات وقتی آن مشکل حل می شود، فکر طلاق ناخودآگاه از بین می رود. اما اگر این افکار ناپدید نشدند و مداوم فکرتان را مشغول کردند چه ؟

وقتی مداوم به طلاق و نتایج آن فکر میکنید، باید زندگی و رابطه تان با همسرتان را به خوبی ارزیابی کنید. یک قدم عقب بروید و ببینید چرا چنین احساسی پیدا کرده اید و چه مدت است که این افکار و احساسات شما را مشغول کرده است؟ آیا چیز خاصی در زندگیتان باعث شده فکر کنید که طلاق تنها راه نجات و تنها تصمیم درست برای شماست؟

طلاق مسئله ای ناگوار است و تصمیم گرفتن برای طلاق را نباید آسان گرفت. اگر هنوز همسرتان را دوست دارید و می خواهید که زندگیتان درست شود، شاید بد نباشد که با مشاور خانواده در این مورد صحبت کنید و ببینید چرا چنین افکاری پیدا کرده اید و راهی برای رضایت بخش تر کردن زندگیتان پیدا کنید.

خیلی وقت ها پیش می آید که فکر می کنید طلاق چاره کار شماست و بعد روز بعدی که از خواب بیدار می شوید همه چیز به نظرتان خوب می آید. پستی بلندی هایی مثل این باید شما را به این فکر بیندازد که چه چیز برایتان اهمیت دارد و زندگیتان چطور می تواند بهتر یا بدتر شود. اگر فکر نمی کنید که همسرتان با شما نزد مشاور خانواده نمی آید، خودتان به تنهایی بروید و از آنها بخواهید که در تصمیم گیریتان کمکتان کنند.

این روزها آمار طلاق به شدت بالا رفته است اما باید فکر کنید که بعد از طلاق چه احساسی خواهید داشت. به این فکر کنید که چه بلایی سر بچه هایتان، خانه تان، و وضعیت مالیتان خواهد آمد.

همه چیز در زندگی شما در زندگی بعد از طلاقتان نقشی خواهد داشت.

اگر تصمیم به ادامه زندگی می گیرید، باید به زندگی که دارید فکر کنید و اینکه جقدر از این زندگی رضایت دارید و احساس خوشبختی می کنید. خیلی از زوج ها به نظر خوشبخت می آیند و وقتی تقاضای طلاق می کنند همه را از تصمیمشان متعجب می کنند. این افراد ظاهر خوبی به زندگی خود می دهند اما پشت درهای بسته همیشه در حال جنگ و جدال با هم هستند.

متاهل بودن می تواند بسیار لذت بخش و در عین حال غیر قابل تحمل باشد.

علائمی که نشان می دهد برای طلاق آمادگی دارید این است که همیشه عصبانی باشید، همیشه با همسرتان جنگ و دعوا داشته باشید، همدیگر را مقصر بدانید، دیگر خانواده خوشبختی نباشید، سر مسائل کوچک و پیش پا افتاده هم بحث و جدل کنید و از این قبیل. راه های زیادی برای تشخیص وخامت زندگیتان هست اما احتیاطات زیادی را هم باید طی این مدت در زندگیتان در نظر داشته باشید.

طلاق فقط به دو طرف ازدواج یعنی مرد و زن تاثیر نمی گذارد. اگر بچه داشته باشید، زندگی برای آنها هم خیلی سخت خواهد شد، البته ممکن است در ابتدا زیاد به ظاهر نیاورند. بعضی از بچه ها ممکن است خودشان را برای آن جدایی مقصر بدانند. اما با این حال باز هم درست نیست که دو نفر فقط به خاطر بچه هایشان با هم بمانند و به زندگی خود ادامه دهند. این همه چیز را بدتر هم خواهد کرد. بچه ها هم درست مثل خودتان یاد می گیرند که با طلاق شما کنار بیایند.

تصمیم نهایی برای طلاق فقط توسط خودتان گرفته می شود و این شما هستید که باید ببینید میلتان به کدام طرف است.

چطور بفهمیم که وقت طلاق رسیده است

همه ما انسانیم، رشد می کنیم، نیازهایمان تغییر می کنند و گاهی اوقات روزگار زوج هایی که زمانی عاشق و معشوق بودند را از هم جدا می کند. فهمیدن اینکه کی وقت طلاق رسیده است کار سختی است. راه های زیر به شما برای گرفتن این تصمیم بزرگ کمک می کند.

دستورالعمل ها

قدم 1: بدانید که وقت رفتن رسیده است و اگر احساس می کنید که در زندگی زناشویی به شما ظلم می شود—چه فیزیکی و چه فکری—یا سلامت عمومی شما به خاطر رفتار همسرتان به خطر افتاده است از دیگران کمک بگیرید. اعتیاد به موادمخدر و الکل، کتک زدن، فحاشی، اعتیاد به قمار و مشکلات زیاد بخش دیگر با گذشت زمان روز به روز بدتر می شوند. اگر احساس می کنید که همسرتان می تواند روزی بهبود پیدا کرده و به وضعیت عادی برسد، با همه وجود از او حمایت کنید اما نه با جنگ و دعوا. درغیر اینصورت باید به این نتیجه برسید که طلاق سالمترین راه ممکن برای شماست.

قدم 2: اگر دلیل شما برای جدایی هیچگونه از موارد سوءاستفاده که در بالا عنوان شد نیست، نزد مشاور خانواده بروید. بسیاری از متخصصین می گویند اگر یک زوج با صداقت سعی کنند با مشاوره خانواده زندگیشان را حفظ کنند اما هنوز هم بعد از یک سال برای جدایی شک و شبهه در ذهنشان باشد، ممکن است در آن زمان به این نتیجه برسند که طلاق بهترین راه برای هر دو آنهاست.

قدم 3: از خودتان بپرسید که آیا به خاطر فرزندانتان به زندگی زناشوییتان ادامه می دهید یا خیر. بااینکه بسیاری از زوج های مشکل دار به خاطر فرزندانشان به زندگی با هم ادامه می دهند اما انرژی منفی، جنگ و دعواهای پدر و مادر و ناخوشنودی کلی والدین به بچه ها هم سرایت خواهد کرد. بااینکه خیلی ها با این نظر موافق نیستند اما اگر بچه هایتان تنها دلیل با هم بودن شما هستند بهتر است بدانید که پدر و مادر خوشبخت اما جدا از هم بسیار سالمتر از پدر و مادر ناخوشنود زیر یک سقف است.

قدم 4: نگاهی دقیق به خودتان بیندازید و رفتارهای خودتان را در مشکل بسنجید. از همسرتان هم بخواهید که همین کار را بکند و فکر کنید که چه چیزهایی باید تغییر کند و صادقانه بپذیرید که آن تغییر ممکن است یا نه. اگرهر دو شما بتوانید اشتباهات خودتان را تشخیص داده اید اما برای التیام بخشیدن به رابطه تان میلی به قدم برداشتن ندارید، بهترین راه برایتان جدایی است.

قدم 5: زخم هایی را پیدا کنید که قابل التیام نیستند. ببینید چطور این آسیب ها پدید آمده اند و چرا قابل درمان نیستند. گاهی اوقات خیانت، دروغگویی، بی اعتنایی، سوءاستفاده، اعتیاد و از این قبیل را می تواند کلامی بخشید اما قلبتان برای همیشه شکسته می ماند و دیگر نمی تواند اعتماد کند. احساس گناه، عصبانیت، خشم و بی اعتمادی هیچوقت از بین نمی روند و سرپوش گذاشتن بر آنها برای حفظ زندگی فقط هر دو شما را بیچاره تر خواهد کرد.

قدم 6: اجازه بدهید که آسیب ببینید، بترسید، احساس افسردگی کنید و حتی تنها شوید. اما اجازه ندهید ترس از این احساسات تنها دلیل شما برای ادامه زندگی با همسرتان باشد. گاهی ماندن در رابطه های ناسالم فقط به این دلیل که به آن عادت کرده اید راحت به نظر می رسد اما هرچه مدت بیشتری در یک زندگی ناکام بمانید خودتان را عمیق تر در آن چال می کنید. خودتان را رها کنید و بدانید که بعد از فرونشستن طوفان هم شما و هم همسرتان خواهید توانست دوباره از زندگی لذت ببرید، حتی اگر اینبار جدا از هم باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

مزاياي نامه هاي عاشقانه براي نامزد يا همسرتان !

اگر شما به تازگي نامزد کرده‌ايد و تمايل داريد روابط تان مستحکم تر شود براي همسرتان‌يک نامه‌ي عاشقانه بنويسيد!

بله ، شما اگر نامزد کرده‌ايد ‌يا چندين سال است که ازدواج کرده‌ايد ،  براي اين که روابط تان مستحکم شود نامه‌ي عاشقانه به همسرتان بنويسيد .
 
در اين مقاله با ما همراه شويد تا اظلاعات بيشتري را به دست بياوريد :
براي اين که  توجه فردي که به او علاقه مند هستيد را  بيشتر جذب کنيد‌يک نامه براي او بنويسيد .زيرا با نوشتن اين نامه دگرگوني‌هاي در دل و قلب طرف مقابل تان ايجاد خواهيد کرد . هيچ شک نداشته باشيد که نوشتن‌يک نامه‌ي عاشقانه مي‌تواند رابطه‌ي بين‌يک زن و مرد را دگرگون کند .
 
شما در نامه‌ي مي‌توانيد مسائلي از قبيل : اعتماد‌ي که به نامزدتان داريد  ، اظهار عشق و علاقه ، و ... را داشته باشيد .
 
در ابتداي دوران نامزدي معمولا افراد نسبت به طرف مقابل شان خجالتي هستند و مدتي طول مي‌کشد تا نسبت به‌يکديگر عادت کنند ، شما با نوشتن نامه‌هايي مي‌توانيد اين صميمت را تسريع بخشيد .
 
نوشتن نامه داراي چندين حسن  مثبت مي‌باشد  :
مانند اين که اگر‌يکي از نامزدها مثلا خانم‌يا آقا مجبور باشد مدتي را از شخص ديگر دور باشد ، با خواندن نامه‌هايي که بين شما رد و بدل شده است مي‌تواند شما را در هر لحظه در کنار خود احساس کند .
شايد پيش خود بگوييد : تلفن که هست ؟؟ با تلفن صحبت ميکنيم ؟
بله اين موضوع درست است که با تلفن نيز مي‌توانيد صحبت کنيد اما اگر شما به تازگي نامزد کرده باشيد و بعدا شوهر آينده تان بخاطر انجام کاري مجبور است  مدتي از شما دور باشد ، شما به خاطر زمان کمي که با‌يکديگر نامزد شده‌ايد شايد خجالت بکشيد که به او بگوييد دلتان براي او تنگ شده است ، دوست داريد هر چه زودتر برگردد تا او را ببينيد ، اما تمام اين موضوعات را مي‌توانيد در نامه مطرح سازيد تا همسرتان از اين موضوع و از علاقه‌ي شما نسبت به حودش اطلاع پيدا کند .
 
نتيجه‌ي ديگري که نوشتن نامه  دارد به ترتيب زير مي‌باشد  :
شما شايد کيلومتر‌ها و‌يا حتي قاره‌ها از همسر‌يا نامزدتان دور باشيد اما شما‌يا او با خواندن نامه‌هاي ديگري هميشه اين احساس را داريد که او نزديک شما است و دوري را کمتر احساس مي‌کنيد .‌يا اين که شما احساسات و‌يا صحيت‌هايي را که نمي‌توانيد در مقابل نامزدتان ابراز کنيد  بر روي کاغذ مي‌آوريد
 
زيرا شايد زماني که چشم در چشم نامزدتان باشيد خجالت‌يا هر صفت ديگري مانع از انتقال صحبت‌هاي تان به ديگري شود . براي اين که همسر‌يا نامزدتان با هر بار خواندن نامه‌ياد شما در ذهنش نداعي شود ، مي‌توانيد از عطر مخصوصي که شما هميشه از آن استفاده مي‌کنيد به نامه بزنيد تا او با خواندن نامه ، حتي بوي عطر شما را نيز استشمام کند .
 
اصطلاحات‌يا کلمات خاصي که هميشه به کار مي‌بريد را براي جلب توجه او با رنگ ديگري بنويسيد تا او با رسيدن به اين کلمه‌هاي لبخندي به نامه‌ي شما بزند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

براي ازدواج موفق، آگاهي و برنامه ريزي لازم است


ازدواج آگاهانه و با برنامه رمز موفقيت است.
ازدواج آگاهانه و با برنامه، برج مراقبت زندگي است و ضرورت آن، به ويژه در اين دوران که زندگي بشر از پيچيدگي خاصي برخوردار است، پوشيده نيست.

مواردي چون نيل به آرامش و سکون، تأمين نيازهاي جنسي و حيات، بقاي نسل، تکميل شخصيت و تکامل اجتماعي، سلامت و امنيت اجتماعي و تأمين نيازهاي رواني - اجتماعي در شمار مهم‏ترين اهداف ازدواج جاي دارند.

رسيدن به همه اين اهداف به تأمل و تفکر و نيل به چنين ازدواجي به برنامه ريزي نيازمند است. اين مقاله به ضرورت ازدواج مي‏پردازد و سپس ? مؤلّفه ضروري جهت برنامه ريزي ازدواج را برمي‏شمارد. انسان، اجتماعي‏ترين موجود زمين است و هيچ انسان سالمي نمي‏تواند بدون ارتباط با ديگران زندگي کند. آدمي ترکيبي از جسم و روان است. برخي چنان مي‏پندارند که وجودشان به اين جسم خاکي محدود است. در صورتي که اين جسم، استراحتگاه موقتي روح شمرده مي‏شود و روان آدمي به مونس و همدم و همراه نياز دارد. اريک فروم ،روان شناس آلماني، مي‏گويد: «انسان از لحظه‏اي که به دنيا مي‏آيد تا آن دمي که از دنيا مي‏رود، هر کاري که مي‏کند براي رفع احساس تنهايي خويش است.»
وقتي اين تنهايي بيش‏تر شود، تکاپوي بشر براي جست‏وجوي يار و همراه فزوني مي‏يابد. کامل‏ترين و جامع‏ترين نمود اين جست و جو که قاعدتاً تمام زندگي فرد را تحت الشعاع قرار مي‏دهد، ازدواج است.

 ضرورت برنامه ريزي در ازدواج‏
صاحب نظران معتقدند به همان اندازه که نبايد از ازدواج دچار ترس و توهم شد، به همان اندازه نيز نبايد اين اتفاق مهم و حياتي را ساده پنداشت؛ زيرا ازدواج‏هاي بدون برنامه و مطالعه کارنامه ي خوبي نداشته‏اند. به همين خاطر، براي يک ازدواج موفق بايد برنامه داشت. اين امر به ويژه در دنياي امروز که از پيچيدگي خاص برخوردار است، اهميت دو چندان پيدا مي‏کند؛ ازدواج يک سنت ديرينه اجتماعي است؛ اديان الهي از مشوّقان عمده آن بوده‏اند و حتي آن را ميثاق مقدس خوانده‏اند. دين مبين اسلام بر اين سنت پاک و ارزشمند که سعادت جامعه را رقم مي‏زند و موجب بقاي نسل مي‏گردد، بسيار تأکيد ورزيده است. پيامبر اکرم (ص) مي‏فرمايد: «هيچ بنايي نزد خداوند از ازدواج محبوب‏تر نيست.»(?) اين بنا به برنامه و نوعي مهندسي فکري و روحي نياز دارد. ازدواج وتشکيل خانواده حرکت از «من» به سوي «ما» است. نيازي مقدس و طبيعي است که از فطرت و آفرينش انسان‏ها سرچشمه مي‏گيرد و نبايد آن را يک قرار داد متعارف اجتماعي تلقي کرد؛ زيرا اگر اين بنيان مقدس آسيب ببيند، پيامدهايي جبران‏ناپذير دارد.
 
 مولفه هاي لازم در برنامه ريزي
در برنامه ريزي ازدواج از ? عامل نام برده مي‏شود که در توفيق اين امر مهم تأثير بسيار دارد.
 
اين عوامل عبارت است از:
 نيت و اراده آگاهانه براي ايجاد خانواده و ساختن زندگي مشترک‏
نيت تنها يک امر ذهني نيست. اين پديده مجموعه‏اي از طراحي‏هاي ذهني و عملي است که سخت‏کوشي و تلاش بهينه و کارآمد بخشي از آن به شمار مي‏آيد. کسي که برنامه‏اي شفاف و روشن براي اين امر مهم داشته باشد، استحکام و بقاي اين پيوند مقدس را رقم زده است. البته اين نکته را هم نبايد فراموش کنيم که هر گاه انسان به کاري مقدس و ارزشمند به ويژه ازدواج دست بزند، رحمت الهي ياري اش مي‏دهد.

 سلامت روح و جسم
انسان سالم به وجود آورنده ي خانواده سالم است و چون اجتماع مجموعه خانواده‏ها است، وقتي سلامت روان پايه و اساس زندگي‏هاي مشترک باشد، بالندگي اجتماعي به ارمغان مي‏آورد. سلامت جسم در مرتبه بعد است. گروهي از مردم دراثر سوانح و جنگ‏ها مشکل جسمي پيدا مي‏کنند؛ ولي مي‏توانند زندگي زناشويي بسيار متعالي تشکيل دهند.

داشتن منبع درآمد مناسب
بحث تأمين براي يک ازدواج موفق و زندگي پرخير و برکت بسيار ضرورت دارد. مسأله اشتغال و تأمين خانواده نوعي امنيت رواني ايجاد مي‏کند که لازمه ي زندگي مشترک است. دانشجوياني که به ازدواج تمايل دارند، با جد و جهد در کنار درس، حرفه‏اي مي‏يابند و مسأله تأمين را تا حدود زيادي حل مي‏کنند. ياري خانواده دراين زمينه نيز از عوامل آسان کننده ازدواج است. البته در اين مراحل صبر، قناعت، پذيرش وضع موجود، و تلاش براي تأمين هر چه بيش‏تر ضرورت دارد.

سن مناسب
زوج مناسب بايد از جهت جسمي به بلوغ کامل رسيده باشند و از جهت روحي و رواني براي پذيرش مسؤوليت ازدواج آمادگي داشته باشند. امروزه، با عنايت به بحث تحصيل و کار و امکانات، تعريفي خاص از سن مناسب وجود ندارد؛ يعني با لحاظ کردن بلوغ جسمي و روحي و تطبيق با شرايط زمانه، از جهت تحصيل و اشتغال و تأمين، مي‏توان در خصوص ازدواج تصميم گرفت. البته نبايد فراموش کنيم که بيش از سن تقويمي، سن عقلي ضامن بقاي زندگي مشترک خواهد بود.

 ثبات عاطفي
داشتن ثبات عاطفي و کنترل عواطف و احساسات در امر ازدواج بسيار تعيين کننده و مهم است. حوصله و بردباري، صداقت، خلوص، بي آلايشي، مهرباني، گذشت، صميميت ، اعتماد، اطمينان، نظم و انضباط و همکاري، سازگاري، تعهد، سخاوت و حسن تفاهم و بالاخره انعطاف از موارد عمده ي ثبات عاطفي اند. جواناني که در آستانه ازدواج و تشکيل خانواده قرار دارند، بايد از حداقل ثبات برخوردار باشند؛ بتوانند خشم و شادي غير طبيعي خود را کنترل کنند؛ با متانت و تأمل به بررسي واقعيت‏ها پردازند و هنگام قضاوت و داوري با عقل و منطق ظاهر شوند.
عقيده بر اين است که در امر ازدواج بايد «عقل و عاطفه» را به هم پيوند زد تا فرزندي به نام منطق صحيح و تعامل انساني زاده شود.

داشتن منطق و مسؤوليت پذيري
براي پديد آوردن يک ازدواج موفق هرگز نبايد بنيان آن را بر هوس‏هاي گذرا استوار کرد. يکي از معيارهاي اساسي در مرحله مقدماتي ازدواج داشتن منطق و احساس مسؤوليت پذيري است که در حقيقت علاقه و رغبت براي ايجاد خانواده است و پيش شرط اساسي ازدواج موفق به شمار مي‏آيد.

 عشق الهي و تحکيم بنيان خانواده
در فرايند ازدواج مراحلي وجود دارد که سردار همه آن‏ها عشق و شوق به زندگي با همسر آينده است. اين عشق هر چه به حقيقت و واقعيت و اصالت نزديک‏تر باشد، خانواده از تداوم و استحکام فزون‏تر برخوردار مي‏شود. وفاداري به عشق، وفاداري به همسر را به ارمغان مي‏آورد که در آن احساس تکامل و تعلق خاطر و خوشبختي حاصل مي‏گردد.
بعضي صاحب نظران معتقدند، «عاشق بودن» شيرين‏تر از «حق داشتن» است. پس اگر در زندگي مشترک همواره بر اين اصرار کنيد که حق به جانب من است، عشق و گذشت را فراموش خواهيد کرد. کانون خانواده مکاني براي بخشش و خوشبخت کردن طرف مقابل است نه مقابله و به دست آوردن امتياز.

قوانين ازدواج
ازدواج داراي وظايف، حقوق و تکاليف است. ضرورت آشنايي جوانان باقوانين و مقرارت ازدواج بر هيچ کس پوشيده نيست. اين مسأله بخشي از برنامه ازدواج است. آشنايي مقدماتي با حقوق و قوانين تشکيل خانواده، در پايداري ازدواج و شيريني و لذت زندگي بسيار مؤثر است. از جمله اين حقوق، حقوق قانوني و شرعي، مهريه و حدود و اختيارات زوجين در برابر يکديگر، تقسيم کار، حقوق زن، تعهدات اصلي و فرعي، شروط و تربيت فرزند است.

 بهداشت، مديريت تحکيم خانواده
از لوازم يک ازدواج موفق و برنامه ريزي شده آشنايي زوجين با بهداشت و تلاش براي حفظ و نگهداري سلامت خانواده است.کسب اطلاعات در خصوص تنظيم خانواده و توجه به برنامه‏هاي جمعيتي کشور، به عنوان يک خانواده بزرگ، ضرورت دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

چطور رابطه‌اي را که در دوره ي نامزدي داريد به ازدواج ختم کنيد؟!

بسياري از دختر و پسرهاي جوان که  به تازگي نامزد مي‌کنند بعد از مدتي به علت‌هاي مختلف از يکديگر جدا مي‌شوند و‌اين روابط به ازدواج ختم نمي‌شود . معمولا عدم تمايل به ازدواج قابل مطالعه است ، افراد ممکن است فردي را که قرار است در آينده به عنوان همسرشان باشد را پسند نمي‌کنند ،  و در روابطي که در دوران نامزدي دارند به‌اين موضوع پي مي‌برند به همين دليل تمايلي ندارند که دوره ي نامزدي‌شان به  ازدواج منتهي شود . اما بايد چه کرد ؟
 
راه حل‌هايي که براي‌اين سئوال مي‌توان ارائه داد به چه ترتيبي مي‌باشد ؟
 
اگر شما هم به پاسخ‌اين سئوال علاقه منديد در‌اين مقاله با ما همراه باشيد :
 
معمولا انسان‌هاي وقتي که روابط دوران نامزدي شان به ازدواج نمي‌رسد مدعي مي‌شوند ،که ما شانس نداريم ، هميشه هر چيز بدي است که براي ما وجود دارد و خوشبختي‌ها متعلق به ديگران است ، زيرا ازدواج يکي از اتفاقات مهم زندگي است به همين دليل به شدت از زندگي نا اميد مي‌شوند .
 
به خاطر داشته باشيد که انسان‌هاي هميشه مي‌توانند انتخاب کنند شاد باشند يا‌اين که مدام از خودشان شکايت وگله داشته باشند . هنگامي که مجرد هستيد شايد براي‌تان تفاوتي نداشته باشد ، که شاد باشيد يا غمگين . اما هنگامي که زندگي‌تان وارد مرحله ي جديدي مي‌شود و شخص ديگري نيز وارد زندگي‌تان مي‌شود ، شما ديگر تنها به خودتان تعلق نداريد ، به همين دليل نبايد بسياري از ناراحتي‌هاي و غم‌هاي را که دچار آنها هستيد نشان بدهيد . 
 
 
براي‌اين که شخص ديگري را بخصوص فردي که قرار است در آينده همسر شما باشد به خود جلب کنيد ، بايد  در مرحله ي اول بر روي خودتان کار کنيد و خودتان را تبديل به  فردي که کنيد که براي همگان جالب و خواستني باشد تا هر مردي که بر سر راه شما قرار گرفت بر حلاف‌اين که از شما دوري کند ، مدام در پي به دست آوردن شما باشد .
 

براي‌اين که به يک فرد ‌ايده آل تبديل شويد بايد هفت نکته ي را رعايت کنيد :
 
1-  مثبت نگري :
به جاي‌اين که هميشه به اتفاقات زندگي‌تان ديد منفي داشته باشيد ، هر رويدادي را که براي‌تان پيش مي‌آيد مثبت تابير کنيد .
براي مثال اگر نامزدتان يک روز از صبح تا شب با شما تماس نگرفت‌اين فکر منفي را نداشته باشيد که :
حتما من را ديگر دوست ندارد ، شايد دختر بهتري را پيدا کرده است و مي‌خواهد با او نامزدي حديدي را شروع کند ، شايد از من متنفر شده است و .... تمام‌اين افکار منفي ممکن است به ذهن يک خانم رجوع کند ، و هنگامي که شب يا بعد از مدتي نامزدشان با آنها تماس مي‌گيرد با لحن و صداي بدي با او صحبت مي‌کنند به همين دليل ديد منفي باعث سر منشا  سوء تفاهمات‌اينده شود و رابطه‌تان به انحرافات برود .
اما به جاي تمام‌اين افکار منفي مي‌توانيد افکار مثبت را در خود تقويت کنيد و با خود بگوييد : نامزدم براي‌اين که هر چه زودتر سر و سامان بگيريم ، مجبور است تا‌اين حد کار کند ، او به فکر من است به همين دليل و  بخاطر خوشبختي من در حال تلاش مستمر است .
 
2- به زندگي‌تان معنا بدهيد : 
هميشه براي زندگي‌تان يک هدف خاص داشته باشيد و طبق آن  هدف پيش برويد زيرا اگر گاهي هم دچار مشکل شويد چون هدفي بالا و بلند داريد ، به راه خود ادامه مي‌دهيد . بخصوص اگر براي زندگي مشترک‌تان هدف داشته باشيد باعث مي‌شود که شما عامل محرکي براي رسيدن همسرتان به امال و آروزهايش شويد ، و نقاط قوت يکديگر را افزايش مي‌دهيد .
 
 
3- از کسي انتطار کاري را نداشته باشيد ، انتظارات خود را قطع کنيد .
زندگي که هر شخصي دارد تنها متعلق به اوست و او خود به تنهايي بايد زندگيش را بسازد .
هيچ گاه از شخص يا اشخاصي توقع کاري را نداشته باشيد ، زيرا هنگامي که‌اين خواسته در درون‌تان شکل بگيرد باعث مي‌شود که به مرور زمان دچار  افسردگي شويد ، زيرا هميشه نيازهاي شما توسط بقيه برطرف نمي‌شود ، گاهي در جواب احتياجات‌تان جواب رد مي‌شنويد به همين دليل شما به مرور زمان از اطرافيان‌تان دلزده مي‌شويد ، پس از همان ابتدا خواسته‌هاي‌تان را کم کنيد .
 
شما تنها بايد‌ اين خواسته‌هاي را از نامزدتان داشته باشيد نه هيچ کس ديگر . در پله ي اول بايد تنها به خودتان متکي باشيد ، و در مرحله ي بعدي به همسرتان .
 
4- گوش کردن به صحبت‌هاي ديگران را ياد بگيريد :
در اکثر مواقع نزاع‌هاي بين نامزدهاي يا زوجين بر سر‌اين مطلب مي‌باشد که صحبت‌هاي يکديکر را خوب نمي‌شنوند و بد نتيجه گيري مي‌کنند ، صحبت يا کلامي که همسر يا نامزدشان را به کار نبرده است را مدعي مي‌شوند شنيده اند . در مرحله ي بعدي خوب شنيدن و خوب گوش کردن به صحبت‌هاي مهم است .
 
 
5- به مکان‌هاي تازه ، شاد ، پر جنب و جوش برويد :
با دوستان يا افرادي که داراي انرژي مثبت هستند قرار‌هاي دوستانه بگزاريد ، با آنها بيرون برويد زيرا تاثير فوق العاده‌اي بر روحيه ي يکديگر مي‌گذاريد . به تفريحات کوتاه مدت برويد مانند : يک روز از صبح تا شب به پيک نيک برويد ، با شادي روز‌تان را آغاز کنيد ، به محيط‌هايي مانند پارک ، جنگل ، يا نزديک چشمه برويد زيرا‌اين محيط‌هاي اعتماد به نفس شما را تقويت مي‌کند .
 
6- براي‌اين که به افراد ثابت کنيد که آنها را دوست داريد حتما نبايد بهاي زيادي را بدهيد:
يا‌اين که حتما نبايد کادو‌ها يا تفريحات گران قيمتي را به کار ببريد ، عشق خالص و ناب براي کسي که او را دوست داريد بهتر ين هديه است . سعي نکنيد با دروغ يا دغل عشق خود را به کسي تحميل کنيد زيرا بالاخره روزي نامزد يا همسرتان به‌اين موضوع پي مي‌برد و از آن روز به بعد‌اينده ي خوبي در انتظار شما نخواهد بود .
 
7- تفاوت‌هايي که بين خود و ديگران وجود دارد را بپذيريد :
اين موضوع را باور کنيد که تمام افراد در روي کره زمين مثل هم نيستند ، هر يک داراي تفاوت‌هايي مي‌باشند . پس هيچ گاه از نامزد يا همسرتان نخواهيد که تغييراتي را در رفتار يا گفتار خود‌ايجاد کند ، زيرا او چندين سال با‌اين اخلاق رشد گرده است و تغيير نمي‌کند . پس با‌اين پيش نهاد‌تان به همسر يا نامزدتان تنها خود را از چشم او مي‌اندازيد و باعث مي‌شويد که شوهر  ‌آينده‌تان ديگر مثل سابق بر روي شما حساب نکند . مدام به دنبال‌اين تفاوت‌هاي نباشيد بلکه به دنبال شباهت‌هاي خود با نامزدتان و تقويت‌اين صفات باشيد نه تضعيف شان . براي‌اين که فردي را به حود علاقه مند سازيد بايد اول از خود شروع کنيد ، پس بهتر است از امروز بر روي رفتار خود کار کنيد تا به حد مطلوبي برسيد .    .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

راز ثروتمندی

"هر آنچه را که ذهن متصور شد، قابل دستیابی است."

                                                                            دبلیو کلمنت استون

جک کنفیلد می گوید :

پدرم فردی بدبین بود که تصور می کرد ثروتمندان همیشه مال و اموال دیگران را غارت می کنند و افراد پولدار سر دیگران کلاه می گذارند. بنابراین من اعتقادات منفی در مورد ثروت داشتم و تصور می کردم اگر پول داشته باشم، انسان بدی خواهم شد و تنها افراد شرور پول دارند. بنابراین با این باور بزرگ شدم که زندگی بسیار مشکل است، اما با ملاقات دبلیو کلمنت استون زندگیم متحول شد. او به من گفت :

 

"از تو می خواهم هدف بزرگی برای خود در نظر بگیری که اگر به آن دست یافتی، ذهنت متحول شود و بدانی که بخاطر آموخته من به آن هدف رسیده ای."

 

 در آن زمان درآمد سالانه من هشت هزار دلار بود و گفتم : "دوست دارم درآمد سالانه ام به یکصدهزار دلار برسد." اکنون واقعا دوست دارم این آرزو را به همه اعلام کنم، قصد دارم آن را باور کنم و می خواهم به گونه ای رفتار کنم که گوئی اکنون به آن رسیده ام.

 

یکی از کارهائی که او به من آموخت این بود که هر روز چشمانم را ببندم و تصور کنم به اهدافم دست یافته ام.

 

یک چک صدهزار دلاری را به سقف اتاقم چسبانده بودم و هر صبح که از خواب برمی خواستم اولین چیزی که می دیدم، آن چک بود و بدین ترتیب هدفم را به یاد می آوردم. سپس چشمانم را می بستم و زندگی را با درآمد یکصدهزار دلار تجسم می کردم. تا یک ماه بعد هیچ اتفاق خاصی روی نداد، هیچ راه حلی به ذهنم نرسید و هیچ کس حقوق بیشتری به من پیشنهاد نکرد. پس از چهار هفته ناگهان فکر دستیابی به صدهزار دلار به ذهنم خطور کرد. من در حال نوشتن کتابی بودم و با خود گفتم : "اگر چهارصدهزار نسخه از این کتاب را طی سه ماه بفروشم، صدهزار دلار نصیبم می شود." کتاب حاضر بود اما هیچ راهی به ذهنم نمی رسید. نمی دانستم چگونه جهارصد هزار نسخه از کتاب را به فروش برسانم.

 

روزی در فروشگاه چشمم به یک مجله تبلیغاتی افتاد. تاکنون هزاران بار آن را دیده بودم اما توجهی به آن نداشتم. اما ناگهان فکر کردم اگر خوانندگان با کتاب من آشنا شوند، بدون شک چهارصدهزار نفر به خرید آن ترغیب می شوند. حدود 6 هفته بعد در دانشگاه هانتر نیویورک در مقابل ششصد استاد سخنرانی کردم. پس از اتمام سخنرانی خانمی به سویم آمد و گفت : "سخنرانی شما عالی بود. مایلم مصاحبه ای با شما داشته باشم. این کارت من است." معلوم شد که او نویسنده آزاد بود که داستانهایش را به مجله تبلیغاتی می فروخت. با خود فکر کردم : "این حتما موثر خواهد بود." مقاله من در آن مجله چاپ و فروش کتابهایم آغاز شد.

 

نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که من تمامی این وقایع و از جمله این شخص را به زندگیم جذب کردم. خلاصه اینکه آن سال، من صدهزار دلار به دست نیاوردم بلکه 92 هزار دلار و سیصد و بیست و هفت دلار کسب کردم. اما آیا فکر می کنید من ناامید شدم و گفتم : "این روش موثر نبود؟" نه، من گفتم : "معرکه است!" همسرم گفت : "اگر با این روش موفق به کسب صدهزار دلار شدی آیا می توانی یک میلیون دلار نیز بدست آوری؟" گفتم : "نمی دانم، فکر کنم بتوانم. باید امتحان کنم." ناشر کتابم چکی برای اولین کتاب مجموعه داستان هایم نوشت و در کنار امضای چک یک صورت خندان کشید. زیرا اولین باری بود که چک یک میلیون دلاری امضا می کرد.

 

متن بالا برگرفته از کتاب راز (قانون جذب) می باشد که بدین ترتیب قهرمان داستان قانون جذب را تجربه کرد. می توان دانش راز و قانون جذب را در لحظه لحظه زندگی بکار برد. برای آفرینش هر چیزی از جمله ثروت می توان از این روش استفاده کرد.

 

 

--------------------------------------------

 

برای جذب پول باید بر موضوع ثروت متمرکز شوید. اگر در این فکر باشید که پول کافی ندارید، کسب ثروت بیشتر غیرممکن خواهد بود. زیرا افکار شما در مورد پول نداشتن است و در نتیجه شرایط مشابه بیشتری را جذب می کنید. برای کسب ثروت باید در مورد فراوانی پول فکر کنید.

 

شما باید با افکارتان، پیام های جدیدی ارسال کنید و این افکار باید در مورد این باشد که اکنون پول کافی دارید. باید از قدرت تخیلتان استفاده کنید و باور کنید هم اکنون پول کافی دارید. این کار بسیار جالب است! زیرا بدین ترتیب شما درمی یابید که هنگامیکه وانمود می کنید ثروتمند هستید، بلافاصله احساس بهتری نسبت به پول پیدا خواهید کرد و در نتیجه ثروت به زندگی شما سرازیر می شود.

 

 

قانون جذب (راز) به ما می آموزد : ما با هر فکری که در هر لحظه از روز داریم، سازنده زندگی خود هستیم.

































+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

بهترین سفره عقد را بچینید .

هر کدام از اجزای سفره عقد، پر از معناهاي ويژه و زيبا است كه هركدام پيامي را به همراه خود دارند. اما این مفاهیم چیستند و دقیقا نشانهی چه چیزهایی هستند؟
سفرهای به نام سفره عقد، به گواهي تاريخ، يكي از آداب و رسوم پيشينيان ما بوده كه اجزاي آن نماد آرزوهاي خوب براي يك زندگي مشترك است. ان سفره به خصوص در قرنهای اخیر هویتی ممزوج با هویت اسلامی ایرانیان یافته است و همچون سفره هفتسین، ایرانی-اسلامی محسوب میشود که ریشه در ایران قبل از اسلام دارد.

سفره عقد در مراسم عقد پهن مي شود و عروس و داماد بر سر آن مي نشينند و در مقابل قرآن به خطبه عقد گوش مي دهند و رسما زن و شوهر می شوند.
هر کدام از اجزای سفره عقد، پر از معناهاي ويژه و زيبا است كه هركدام پيامي را به همراه خود دارند. اما این مفاهیم چیستند و دقیقا نشانهی چه چیزهایی هستند؟ ما در این باره با خانم سپیده درویش محمدی یکی از متخصصین سفره عقد و سفرههای مذهبی به گفتگو نشستهایم تا با اجزای سفره عقد بیشتر آشنا شویم.

سفره عقد:
سفره عقد معمولا شامل پارچهاي است كه طبق ذوق و سلیقه طراح آن پهن مي شود و تمامي اجزا بر روي آن قرار مي گيرند.
آينه و شمعدان:
آينه و شمعدان که از ارکان خرید عقد نیز هست و در خطبه عقد نیز عنوان میشود که همه میدانند قرآن مجيد کتاب آسمانی مسلمانان و نمادی برای تحکیم ازدواج است از مهمترین ارکان سفره عقد است. همچنین آينه در بالاي سفره، روبه روي عروس و داماد قرار داده مي شود تا آنها يكديگر را در آينه ببينند تا دل هايشان نسبت به هم مانند آينه صاف و زلال باشد. و يك جفت شمعدان كه در دو طرف آينه قرار مي گيرند كه شمع هاي روشن شمعدان ها نمايانگر روشنايي و گرمي پيوند عقد بين عروس و داماد است.
شاخه نبات:
شاخه نبات نیز که در خطبه عقد همیشه شنیده میشود و به عنوان شيريني دوران زندگي است و طراحیهای بسیار متنوعی بر روی شاخه نبات میشود که یکی از عناصر زیبای هر سفره عقدی است.
نان و پنير و سبزي:
براي بركت زندگي در سفره استفاده مي شود و اغلب اوقات در كنار نان، پنير مي گذارند و آن را نشانه وسعت روزي مي دانند و سبزي هم نشانه سرسبزي و سلامتي است. یکی از مهمترین تخصصةای یک طراح سفره عقد سبزی آرایی است یک طراح با سلیقه و هنر خویش این عناصر را در کنار هم قرار میدهد.

عسل:
مراسم عسل در دهان گداشتن عروس و داماد برای شیرینکامی و زندگی شیرین زوجین است. همانطور که این مراسم از قسمتهای مهم است چیدمان و دکوراسیون ظرف عسل باید با ذوق و سلیقه خوبی درست شود.

تخم مرغ:
نمادي از تداوم نسل است و تعداد آن بستگي به طراحی سفره دارد. چیدمان و تزئین تخممرغ نیز بسیار متنوع است.

سكه:
سكه نمادي براي افزايش رزق و روزي عروس و داماد است که معمولا از سكه هايي با رنگ مجازي طلايي در سفره استفاده میشود. سکه به خاطر رنگ طلایی که دارد در سفره میدرخشد و باید خیلی خوب و متناسب تزئین شود.

گردو، بادام و فندق:
وجود گردو، بادام و فندق را ني نشانی از گسترده بودن سفره عقد به علت خوراكي هاي مقوي الهي مي دانند. برخی هم عقیده دارند درخت گردو عمر طولانی دارد و گردو نمادی برای طول عمر عروس و داماد است.
میوه: ميوه هاي رنگيني مانند انار و سيب سرخ يا ميوه هاي ديگر به منزله برخورداري عروس و داماد از همه نعمت هاي طبيعي خداوند است. که امروزه در سفره عقد از میوههایی مثل آناناس به خاطر زیبایی که دارد نیز استفاده میشود.


گل:
گل نماد طراوت ، شادابي و زیبایی است . یکی دیگر از مهارتهای طراحان سفره عقد گلآرایی است. در این بخش هر طراح به سلیقه و ذوق خود هنرمایی میکند.

حلقه:
همانطور که حلقه از اجزای مهم ازدواج است در سفره عقد نیز از اجزای مهم حساب مي آيد. مراسم حلقه دست کردن عروس و داماد در کنار سفره عقد نیز از مراسمهای مهم است و چیدمان و تزئین جعبه حلقهها بسیار مهم است.

اسپند:
دود كردن اسپند برای دور شدن چشم حسود در آیین ما جایی ویژه دارد و در کنار سفره عقد بر بالای سر عرو و داماد نیز صورت میگیرد.

كله قند:
در مراسم عقد خانمهای خوشبخت بر روی پارچه سفیدی بر سر عروس و داماد کله قند میسایند که نمايانگر باريدن شادي و شيريني بر سر آنها است. در مراسم عقدکنان معمولا به رسم یادگاری از پیوند ازدواج عروس و داماد هدیهای به مهمانان داده میشود. این هدیهها نیز با توجه به تناسبات و طراحی سفره عقد در ظرفی قرار داده میشود و پس از مراسم عروسی توسط عروس به مهمانان داده میشود. اما میهمانان نیز از اين جشن دست خالي بر نمي گردند زيرا عروس و داماد به رسم يادگاري تحفه اي به آنها هديه مي دهند.

به گفته خانم درویش محمدی در حال حاضر تزئینات و عناصر دیگری نیز علاوه بر اینها ممکن است در سفره عقد قرار گیرند مثل ماهی های قرمز که در سفره هفت سین نیز هست و میوههای متنوع و شمعهای گوناگون و ... که با توجه به طراحی سفره عقد در سبکهای سنتی، مدرن و کلاسیک چیده میشوند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

من تنفس می کنم رویای بی رنگ تو را
پیش هر کس می زنم بر سینه ام سنگ تو را
هر چه می خواهی بزن ساز دلت را بهر ما
دوست دارم بشنوم تا شام،آهنگ تو را

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

7 اشتباه منجر به طلاق

هرساله ميليون ها نفر در سراسر دنيا از يكديگر جدا مي شوند و خود، والدين و كودكان خود را دچار پيامدهاي بعد از طلاق مي كنند. متاسفانه آمار طلاق نيز در كشور ما به طرز وحشتناكي در حال گسترش است. پديده طلاق از آنجايي براي جامعه شناسان حائز اهميت است كه هسته مركزي خانواده هاي نسل آينده بشر در خطر است. امروزه زوج هاي جوان بدون توجه به عواملي كه والدين آنها در گذشته براي شناخت همسر مناسب استفاده مي كردند ازدواج كرده و فكر مي كنند كه روش هاي مطمئن ولي قديمي گذشته براي زندگي در عصر حاضر كاربردي ندارند. متاسفانه ازدواج هايي كه اين روزها صورت مي گيرد بيشتر از آنكه جنبه خانوادگي داشته باشد جنبه عاطفي داشته و بدون شناخت كافي از روحيات و ويژگي هاي اخلاقي طرف مقابل صورت مي گيرد. در كنار مواردي كه از درون باعث از هم پاشيدگي خانواده مي شود گاه عواملي از دنياي خارج باعث ايجاد مشكلات گوناگون در محيط خانواده و نهايتاً طلاق مي گردد. اين مقاله براساس نظرات بيش از ده ها خانم و آقايي نوشته شده است كه از همسران سابق خود جدا شده اند و زماني متوجه اشتباهات خود شده اند كه ديگر دير شده و فرصتي براي آنها باقي نمانده بود ولي شايد هنوز براي شما دير نشده باشد و بتوانيد با انجام اقدامات موثر زندگي خانوادگي تان را از تباهي نجات دهيد. اولويت مطالب ذكر شده براساس بيشترين مواردي است كه زندگي زناشويي را به سمت دروازه طلاق هدايت مي كند.

 

1 - به والدين تان اجازه دخالت ندهيد

اين قانون طبيعت است كه هر موجودي در طبيعت روزي بايد مستقل شده و روي پاي خود بايستد. اين حقيقت همان قدر كه براي حيوانات صدق مي كند براي انسان ها نيز صادق است. انسان ها ازدواج مي كنند تا مستقل شوند. اشتباهي كه تعدادي از والدين مرتكب مي شوند اين است كه آنها با نيت خيرخواهانه خود يا بعضاً سنگ اندازي در زندگي فرزندان خود دخالت مي كنند. والدين با دخالت در زندگي فرزندان خود تنها زندگي آنها را تلخ مي كنند. بعد از ازدواج اگر زن يا شوهر به طور كامل از والدين خود جدا نشده باشند احتمال بروز اين مشكل در زندگي زناشويي آنها بيشتر است. معمولاً خانواده هاي تك فرزندي دوست ندارند كه فرزندان آنها بعد از ازدواج از آنها جدا شوند و بدون توجه به اين نكته كه اين كار ممكن است باعث به وجود آمدن مشكلاتي در زندگي زناشويي شود سعي مي كنند تا همسر فرزند خود را مجبور به زندگي در خانه مشترك كنند. ممكن است زوجين به علت بعضي از مشكلات مالي بخواهند تا در خانه اقوام يا والدين خود زندگي كنند. بسياري از زوج هايي كه از همسر خود طلاق گرفته اند به اين موضوع اشاره مي كنند كه دخالت هاي بي جاي والدين نه تنها مشكلي را حل نمي كند، بلكه باعث جدايي آنها از يكديگر مي شود.

 

2 - از مشاور خانواده كمك بگيريد

در واقع مشورت با متخصصان مسائل خانوادگي به يك ضرورت اجتماعي در دنياي امروز تبديل شده است و نبايد با بي توجهي از كنار آن گذشت. اگر امروز مي خواهيد كه زندگي آرامي داشته باشيد و در پرورش و راهنمايي درست فرزندان و غيره راه خطا را نرويد (هميشه ريشه همه مشكلات در روابط زناشويي نيست، گاهي مشكلاتي كه به وجود مي آيد و ريشه زندگي خانوادگي را خشك مي گرداند به علت اختلافاتي است كه بر سر نحوه تربيت فرزندان به وجود مي آيد) مي توانيد از نظرات يك كارشناس براي اداره هرچه بهتر زندگي خود كمك بگيريد. براي اين كار زوجين فقط بايد كمي انعطاف پذيري از خود نشان دهند و از گوش شنواي خود براي شنيدن نظرات درست طرف مقابل استفاده كنند. با اين حال پرسش هايي وجود دارند كه زوج ها به تنهايي نمي توانند براي آنها پاسخي پيدا كرده و در اين صورت بايد به مشاور خانواده مراجعه كنند. مشاور خانواده فقط براي تنظيم خانواده نيست. در كشورهاي اروپايي مشاور خانواده نقشي بسيار بيشتر از آن چيزي دارد كه مشاوران در كشورهاي آسيايي دارند. طبق طبقه بندي هاي تشخيص روانپزشكي مسائل و مشكلات زناشويي و خانوادگي يكي از بالاترين علل رجوع به كلينيك ها و مراكز خدمات مشاوره اي است كه اين خود گواه صحت مطالب ذكرشده است.

 

3- به همسر خود بي توجهي نكنيد

زوجين بايد از هر طريقي كه مي توانند به يكديگر محبت كنند. بعضي از زوج هاي جوان اينطور فكر مي كنند كه فقط با خريد كادوهاي گرانقيمت است كه مي توانند علاقه خود را به همسرشان نشان دهند. گاهي يك شاخه گل سرخ و يا يك عبارت «عزيزم دوستت دارم» تاثيري بر روي همسر مي گذارد كه گرانقيمت ترين هديه دنيا نمي تواند جاي آن را بگيرد. گفت وگو با زوج هاي جوان نشان داده است كه آنها از طريق ماديات نمي توانند به عشق و عاطفه مورد نياز برسند، چيزي كه آنها خواستار آن بودند محبت و صميميت بدون قيد و شرط همسرانشان بوده است. روش هايي مثل كادو دادن، گل خريدن، بيرون شام خوردن يا... فقط جنبه كمكي دارد و به تنهايي نمي تواند در زندگي مشترك توليد عشق كند. يكي از خانم ها در صحبت هاي خود به اين موضوع اشاره كرد كه «شوهرم هر وقت من را كتك مي زد بعدش برايم هديه مي خريد تا از من معذرت خواهي كند، من هم به خاطر زندگي مشتركمان او را مي بخشيدم ولي اين كار در او به عادت تبديل شده بود. شوهر من پيش خود اين طور فكر مي كرد كه هر وقت بخواهد مي تواند مرا كتك بزند و بعدش براي من يك هديه بخرد و همه چيز را حل كند.» اين خانم علت شكست زندگي زناشويي خود را بي توجهي همسرش به نيازهاي عاطفي زندگي خود مي دانست، چيزي كه هيچ همسري تحمل آن را ندارد.

 

4- انتظارات تان را از همسرتان مشخص كنيد

لازمه يك ارتباط خوب در زندگي زناشويي مشخص شدن خواسته ها و محدوديت ها است. اولين قانون زندگي مشترك اين است كه انتظارات شما از همسرتان بايد منطقي باشد و دوم اينكه همسر شما نيز دقيقاً متوجه مفهوم انتظارات شما شده باشد تا جايي براي هيچ سوءتفاهمي باقي نماند. بسياري از زوجين انتظار دارند كه بعد از ازدواج وارد يك سرزمين رويايي و پر از شادي شوند، غافل از اينكه گاهي اوقات در زندگي مشكلاتي پيش مي آيد كه ناشي از عدم درك صحيح طرف مقابل است. عدم درك نيازهاي طرف مقابل باعث ورود سرزنش به مرز عاطفي زندگي مشترك و نهايتاً از بين رفتن احساس احترام نسبت به يكديگر مي شود.

يكي از سئوالاتي كه زوجين بايد از خود بپرسند اين است كه براي جلوگيري از ايجاد تشنج در زندگي از چه چيزهايي بايد صرف نظر كنيم؟ مطرح كردن اين سئوال خيلي مهم است. چون نه زن و نه مرد هيچ كدام نمي توانند به تمام نيازهاي يكديگر پاسخ مثبت دهند و از اين رو بايد از تعدادي از خواسته هاي خود صرف نظر كنند. گاهي اوقات صرف نظر كردن از يك خواسته مي تواند زندگي مشترك را از رسيدن به بن بست نجات دهد. هنگامي كه زوجين فكر مي كنند تمام اقدامات و تلاش هاي آنها بي نتيجه است مي بايستي موضع خود را عوض كنند. اين يك اصل استراتژيك در زندگي زناشويي است. با اين كار احساس عدم توانايي كاهش پيدا مي كند و خشم و كينه اي در زوجين نسبت به يكديگر به وجود نمي آيد. فراموش نكنيد هنگامي كه به خاطر همسرتان از خواسته اي مي گذريد با اين كار به او نشان مي دهيد كه چقدر او را دوست داريد و با شهامت مسئوليت زندگي تان را به دست گرفته ايد.

 

5- از اعتياد دوري كنيد

پديده شوم اعتياد نه تنها باعث از بين رفتن فرد مي شود بلكه كانون زندگي مشترك را نيز از بين مي برد.اين درست نيست كه زندگي مشترك فقط به بهانه اعتياد همسر به طلاق منتهي شود. در اعتياد يك شخص عوامل مختلفي نقش دارند. بهترين كمكي كه كسي مي تواند به همسر معتاد خود بكند اين است كه به جاي اينكه او را در اين زمان طرد كند به او فرصتي بدهد تا سلامتي خودش را بازيابد. طلاق در زمان اعتياد نه تنها وضعيتي را بهتر نمي كند بلكه سبب پيچيده تر شدن درمان براي همسر بيمار مي شود. فراموش نكنيد كه همسراني كه در لحظات بيماري و سختي همسر خود را رها نمي كنند و او را عاشقانه دوست مي دارند همسران واقعي هستند.

 

6- طلاق آخرين مرحله است

متاسفانه بزرگترين اشتباهي كه زوج هاي جوان در ابتداي زندگي مشترك خود مرتكب آن مي شوند اين است كه فقط به تفاهمات اوليه و زودگذر خود فكر مي كنند و به سراغ اختلاف نظرهاي اساسي نمي روند و بعد از گذشت مدت زمان كوتاهي به اين نتيجه مي رسند كه به درد يكديگر نمي خورند و تنها راهي كه براي آنها باقي مانده است طلاق است. در هر زندگي زناشويي مواردي پيش مي آيد كه همسري به وظايف خود عمل نمي كند و ممكن است رفتاري نامناسب نيز داشته باشد. اين اتفاقات در زندگي غيرطبيعي نيستند. شايد به نوعي بتوان گفت كه اين اتفاقات نوعي آزمايش الهي هستند و آزمون زوجين اين است كه ببينند آيا مي توانند سربلند بيرون بيايند! مشكلات زندگي زناشويي فقط در خانواده شما وجود ندارد بلكه در تمام خانواده ها و در مقياس مختلف وجود دارد. تنها كاري كه زوجين بايد در قبال اين مشكلات انجام دهند اين است كه زياد سخت نگيرند و با حمايت و راهنمايي هاي خود به همسرانشان كمك كنند تا زودتر به مدار طبيعي زندگي شان برگردند. در واقع با واقع گرايي و نه آرمان گرايي مي توان تمام مشكلات زندگي زناشويي را حل كرد، ولي مشكل اين است كه زوجين زماني را كه بايد صرف ريشه يابي مشكلات خود كنند هدر مي كنند و به اصطلاح از اين شاخه به آن شاخه مي پرند و در نهايت فكر مي كنند كه با عوض كردن همسر خود مي توانند مشكلات را از بين برده و زندگي جديد لذت بخشي آغاز كنند.

 

7- حرف آخر: عشق وام بانكي نيست

خوشبختي در روابط زناشويي مانند پول است، به راحتي مي توان آن را به دست آورد اما نگه داشتن آن براي مدت زماني طولاني كار هر كسي نيست. زوجين كار مي كنند، پول درمي آورند و هزاران سختي و مشكل را پشت سر مي گذارند تا به خوشبختي برسند و بتوانند با كسي كه دوستش دارند به راحتي زندگي كنند. وقتي كه هنوز با يكديگر ازدواج نكرده اند حاضرند براي جلب رضايت همديگر خودشان را به آب و آتش بزنند ولي بعد از ازدواج ديگر از تب و تاب اوليه مي افتند. چرا عشق برترين اسم و دوست داشتن قشنگ ترين فعل دنياست و جملاتي كه در آنها از اين اسم و فعل استفاده شده باشد براي انسان ها ارزش بسياري دارد. شنيدن عبارت دوستت دارم حتي از زبان يك غريبه براي انسان خوشايند است، چه برسد به اينكه همسري اين جمله را از زبان كسي بشنود كه او را دوست دارد. آيا زندگي مشترك كمتر از آن است كه نخواهيد براي حفظ آن دوباره خودتان را به آب و آتش بزنيد؟ مطمئن باشيد يك پدر موفق بودن، يك همسر فوق العاده بودن ارزش آن را دارد كه بخواهيد به خاطر آن دوباره از خود فداكاري نشان دهيد. فراموش نكنيد كه با ازدواج به آخر خطر نرسيده ايد بلكه تازه به شروع همه چيز رسيده ايد و بايد براي حفظ زندگي مشترك خود تلاش كنيد تا نتيجه تمام زحمات گذشته شما به هدر نرود. اكنون كه صاحب يك زندگي شده ايد بايد بدانيد كه به منظور تقويت آن بايد چه كارهايي انجام دهيد تا بتوانيد خوشبختي را در روابط زناشويي تان بيمه كنيد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

دعواهاي آخر شب زن و شوهر !!! خيلي جالبه ، حتماً بخون !!!

يك شب كه من و همسرم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه احتمال وقوع حوادثي هر لحظه بيشتر و بيشتر مي‌شد يك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط مي‌خوام كه بغلم كني."
چي؟ يعني چه؟
و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار مي‌كوبونه بهم داد:
تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر رابطه‌ي فيزيكي ما هستي!
و بعد در پاسخ به چشم‌هاي من كه از حدقه داشت در مي‌اومد اضافه كرد:
تو چرا نمي‌توني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق مي‌افته؟
خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثه‌اي رخ نمي‌ده. براي همين من هم با افسردگي خوابيدم.
فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك بوتيك بزرگ و مشغول خريد شديم.
چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نمي‌تونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفش‌ها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشواره‌اي الماس.
حضورتون عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ مي‌شد. حتي فكر كنم سعي كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچ‌بند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفته‌بود. نمي‌تونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزيزم."
در اوج لذت از تمام اين خريد‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم همين‌ها خوبه. بيا بريم حساب كنيم."
در همين لحظه بود كه گفتم: "نه عزيزم من حالش و ندارم."
با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:"چي؟"
عزيزم من مي‌خوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه."
و موقعي كه توي چشماش مي‌خوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمي‌توني من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشي نه بخاطر چيزايي كه برات مي‌خرم؟"
خوب امشب هم توي اتاق‌خواب هيچ اتفاقي نمي‌افته فقط دلم خنك شده كه فهميده "هرچي عوض داره گله نداره."

نوشته شده توسط وروجک
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

چرا فرهاد دلداده‌ي شيرين شد؟!


«تو چرا عاشق اين آدم شدي؟ اين همه آدم! چرا او را براي زندگي‌ات انتخاب کردي؟!» مستأصل است، دوستش دارد و به‌عنوان شريک آينده او را انتخاب کرده است اما واقعا کسي که او را انتخاب کرده نه تنها معيارهاي ديگران را ندارد، که معيارهاي خودش را هم ندارد. گيج شده است! چرا او را دوست دارد؟ ...

شايد شما هم بارها با اين احساس روبه‌رو شده باشيد که از يک نفر بي‌اندازه خوشتان مي‌آيد بدون اينکه دليل قانع کننده و روشني برايش پيدا کنيد اما امروز راز اين پرسش که چرا مجنون عاشق ليلي شد و فرهاد عاشق شيرين و شما عاشق فلاني و نه ديگري؛ کشف شده است و آن چيزي نيست جز «نقشه عشق» که در کودکي در ذهن همه ما حک شده است.

عاشق نقشه عشقيم


طبق گفته‌هاي دکتر بان‌ماني، استاد روان‌پزشکي دانشگاه جانزهاپکينز آمريکا، از بين فاکتورهاي مختلفي که روي نظر ما نسبت به يک زوج ايده‌آل تاثير دارند، موثرترين آنها چيزي است که مي‌توان آن را «نقشه عشق» ناميد. «نقشه عشق» در واقع مجموعه‌اي از پيام‌هاي عصبي و سلول‌هاي عصبي مغز است که مشخص مي‌کنند، چه چيزهايي را دوست داريم و از چه چيزهايي بدمان مي‌آيد. خصوصيات مورد نظر ما در مورد مو، رنگ چشم، جنس صدا، بو و حتي شکل بدن در اين نقشه عشق ثبت شده‌اند حتي خصوصيات شخصيتي دلخواه ما مثلا اينکه، يک شخصيت خونگرم و صميمي را دوست داريم يا شخصيتي ساکت و قوي هم در اين نقشه ثبت شده است. به طور خلاصه، عاشق کسي مي‌شويم که بيشتر از بقيه با اين نقشه عشق مغزمان هم‌خواني داشته باشد و اين نقشه، به طور کلي در دوران کودکي شکل مي‌گيرد. در حدود سن هشت سالگي شکل کلي از زوج ايده‌آل ما در مغز در حال شکل‌گيري است و خصوصيات مختلف وارد مغز مي‌شوند.





ردپاي مادرها در عشق


دکتر بان‌ماني مي‌گويد: «موقع سخنراني، اغلب از حضار مي‌پرسم چه چيزي را در زوج‌شان دوست دارند و اغلب پاسخ‌هايي شبيه به اين مي‌گيرم که او قوي و مستقل است، چهره زيبايي دارد، عاشق شوخ‌طبعي او هستم و يا حتي لبخندش چيزي بود که مرا جذب خودش کرد. همه اينها جملاتي هستند که مي‌شنوم و اغلب همه حرفشان را قبول مي‌کنم اما مطمئنم که اگر از همين آقايان و خانم‌ها بخواهم که خصوصيات مادرشان را توضيح دهند، شباهت‌هاي زيادي بين زوج‌ ايده‌آل آنها و مادرشان پيدا مي‌شود.»





مادرها اولين عشق‌اند


شايد عجيب به نظر برسد اما به نظر اين روان‌پزشک، مادرها که اولين عشق زندگي هر فردي هستند، بخش زيادي از نقشه عشق را مي‌نويسند. در هنگام کوچکي، مادر معمولا مرکز توجه و عواطف هر کسي است و همچنين هر فردي هم مورد توجه مادرش است. به همين دليل خصوصيات مادر، تاثير غيرقابل انکاري بر فرد مي‌گذارد و براي هميشه فرد غالبا جذب کسي مي‌شود که از نظر ظاهري و شخصيتي و حتي روحيه شوخ‌طبعي، به مادرش شباهت داشته باشد.


مادرها تاثير بيشتري بر پسرها دارند. مادرها نه تنها ناخودآگاه خصوصيات زوج مورد نظر را در ذهن فرزندشان ثبت مي‌کنند بلکه بر نوع احساس آنها نسبت به زن‌ها هم تاثير دارند. به همين دليل اگر مادري خونگرم و مهربان باشد، فرزند پسر او اين‌طور فکر مي‌کند که زن‌ها همه خونگرم و مهربان‌اند و به همين دليل خود آنها هم خونگرم و مهربان خواهند بود و زوج‌هايي مسووليت‌پذير خواهند شد.


در مقابل مادراني که شخصيتي افسرده دارند و گاهي اوقات رفتاري دوستانه دارند و ناگهان داراي رفتاري سرد و دورکننده مي‌شوند ممکن است فرزندي را تربيت کنند که از عشق فراري است. به اين دليل که تجربه ديدن مادرش اين احساس ترس از عشق و واکنش زن‌ها را در وي به وجود‌ آورده است و ممکن است پسران اين نوع مادرها از هر نوع تعهدي گريزان باشند.





پدرها کجايند؟


همان‌طور که مادرها نقش بارزي در تبيين خصوصيات زوج ايده‌آل در ذهن افراد دارند، پدرها، به عنوان اولين مرد شناخته شده در زندگي، نقش موثري در نوع واکنش افراد نسبت به جنس مخالف ايجاد مي‌کنند. پدرها تاثير زيادي بر شخصيت فرزندانشان و احتمال داشتن زندگي خوب و رضايت‌بخش در آينده فرزندان دارند و به شکلي مشابه، پدرها هم بر احساس دخترها نسبت به مرد ايده‌آل موثرند. اگر پدري رابطه خوبي با دخترش داشته باشد و خصوصيات مثبت او را تحسين کند باعث مي‌شود دخترش در آينده در رابطه با مرد زندگي‌اش احساس بهتري داشته باشد اما اگر پدر سرد، بداخلاق باشد و يا اصلا در محيط خانه حضور نداشته باشد ممکن است باعث شود دختر در آينده احساس عدم جذابيت، کم‌ارزش بودن و دوست‌داشتني نبودن کند.





به دنبال قطعه گمشده


به غير از اينها، نکته‌اي که وجود دارد اين است که ما اغلب در کنار افرادي هستيم که بسيار شبيه ما هستند و به همين دليل اين تمايل در هر کس به وجود مي‌آيد که با کساني شبيه به خود رابطه ايجاد کند. اما گاهي بعضي‌ها عاشق افرادي مي‌شوند که شخصيت‌ متضادي با خودشان دارند. از نظر روان‌پزشکان ما ازطرق مختلف به دنبال شخصيتي هستيم که در واقع يا تصويري از ما باشد يا تصويري از آنچه که ما آرزوي‌اش را داريم.


رابرت وينچ، استاد جامعه‌شناسي دانشگاه نورث وسترن در تحقيق خود راجع به ازدواج به اين نکته اشاره داشته است که در انتخاب هر فرد براي ازدواج، تعداد زيادي تشابهات اجتماعي دخيل‌اند اما وي روي اين نکته تاکيد داشت که ما اغلب در جستجوي کسي هستيم که نيازهاي ما را تکميل کند و خصوصياتي مکمل خصوصيات ما داشته باشد.



يک ضر‌ب‌المثل قديمي هم وجود دارد که مي‌گويد هر کس به دنبال قطعه گمشده خودش مي‌گردد. قطعه‌اي که نقايص وجودي‌اش را تکميل کند. در مورد اين مساله رابريت وينچ نظر کاملا مشابهي دارد با اين نکته تکميلي که در جستجو به دنبال عشق واقعي هميشه يک حالت تعادل بين شباهت‌هاي اجتماعي و تفاوت‌هاي رواني وجود دارد که خميره اغلب عشق‌هاي موفق است.

تئوري تعادل


گاهي اوقات زوج‌هايي وجود دارند که از هيچ‌نظر با هم شباهت ندارند اما با خصوصيات کاملا متفاوت زندگي شادي دارند. اينجا به نظر پروفسور وينچ، تئوري تعادل به داد عشق مي‌رسد. در بعضي از ازدواج‌ها هر کدام از طرفين که داراي فضايل خاصي هستند (چيزهايي مثل زيبايي، استعداد، خانواده خوب و ثروت) ممکن است در يک رابطه متعادل اين فضايل را با فرد مقابل به اشتراک بگذارند. مثلا پسري از خانواده خوب و ثروتمند اما با استعدادي معمولي با دختري از خانواده متوسط اما با استعداد، ازدواج کند و هر دو احساس خوشبختي کنند. آنها هر دو در اين رابطه چيزي را که ندارند به دست مي‌آورند.


با اين حساب شايد بتوان گفت، تقريبا هر ترکيبي از زوج‌هاي مختلف مي‌توانند در صورت آگاهي به خصوصيات خود و رضايت از داشته‌هاي طرف مقابل احساس خوشبختي کنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

آداب برقراري ارتباط مجدد

آيا شما تا كنون با كسي ملاقات كرده ايد كه مايل به ديدار

مـجدد وي بــــوده باشيد؟ هنگامي كه براي نخستين بار با فردي ملاقات ميكنيد و مجددا خواهان برقراري ارتباط بـا وي هستيد كجا و چگونه سعي مي كـنـيـد بـا وي ارتباط برقرار كـنـيـد؟ و يـا كـجـا و چـگـونـه تمايل داريد وي با شما تماس تلفني برقرار سازد؟
به اين نكات توجه كنيد:

1- آيـا شما تمايلي به در اختيار گذاردن تلفن منزل خود به

شـخــصي كه به تازگي ملاقات داشته و آشنا گرديده ايد را داريد؟ شماره تلفن محل كار و يا تلفن همراهتان چطور؟
2- آيا دريافت و پاسخ گويي به تماسهاي تلفني در هر ساعت از شبانه روز براي شما مقدور ميباشد؟

3- آيا براي شما مقدور است كه در محل كارتان ايميل و يا تلفن شخصي را دريافت كرده و به آنها پاسخ گوييد؟

4- آيا شما هيچ نگراني در رابطه با دعوت فردي كه به تازگي با وي آشنا گرديده ايد به منزل و يا محل كارتان نداريد؟

5- آيا شما از اينكه فردي كه تازه با وي آشنا گشته ايد در هر ساعت از روز كه تمايل داشت به خانه شما سر بزند و يا با شما تماس تلفني برقرار سازد استقبال ميكنيد؟

به نكات فوق بدقت بيانديشيد. هر آنچه به مصلحت شما ميباشد و براي شما ارجحيت دارد را برگزينيد. مرزها و حريم هاي شخصي كه مطابق با عقايد، ارزشها و خلق و خوي شما است را معين سازيد و از آنكه فرد مقابلتان چگونه به اين اعمال و رفتار شما واكنش نشان خواهد داد هيچگونه نگراني نداشته باشيد. شما فرد منحصر بفرد و با ارزشي هستيد. با تعيين مرزهاي معقول براي خود به خودتان بها دهيد.

به شما يك توصيه هوشيارانه ميكنم. هنگامي كه براي 8 جلسه ديدار نخست خود برنامه ريزي ميكنيد، از دعوت افراد غريبه و نا آشنا به منزل و يا محل كارتان اكيدا خودداري كنيد. بله فردي كه شما به تازگي با وي آشنا گرديده ايد غريبه ميباشد. هيچ تفاوتي نميكند كه شما چه تصوري از اخلاقيات و هويت آن فرد داريد و يا تا چه حد به وي اطمينان و اعتماد داريد. تا زماني كه شما براي مدتي تجربه هاي شخصي متعددي را با يكديگرسپري نكرده باشيد آن فرد غريبه محسوب ميگردد.

بمنظور ديدار و ملاقات مجدد وي را به صرف نهار و يا نوشيدن و يا به پياده روي دعوت كنيد آنهم در يك مكان عمومي مانند يك گالري هنري، موزه، رستوران و يا كافي شاپ و يا در صورت لزوم از يكي از دوستان خود بخواهيد شما را در ملاقاتهاي نخستين رابطه همراهي كند. اگر با خودروي شخصيتان به محل ملاقات مي آييد هيچگاه اتومبيل خود را روبروي محل ملاقات (بر فرض مثال رستوران) پارك ننماييد. بهتر است اتومبيل خود را پايين تر و يا بالاتر از محل پارك نماييد و به محض خروج از رستوران با فرد مذكور خداحافظي كنيد.

همواره به ديگران بياموزيد كه از آنان چه انتظاراتي داشته و آنان چگونه رفتاري ميبايد با شما داشته باشند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

چگونه دختران مجرد را تشخيص دهيم


+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

چگونه مانند يك ميليونر رفتار كنيم ؟

پس شما هم بالاخره به درآمد خوبي دست پيدا كرده ايد و مي خواهيد آنرا به همه دنيا نشان دهيد. بايد هم اينگونـه

باشد. اما اگر پولداري را در خريدن يك اتومبيل زرق و برقي، كت و شلوار شيك و شبهاي پر خرج در شهر مي دانيـد، در

تفكر خود تجديد نظر كنيد. يك فرد ثروتمند زيرك براي از پيش بردن ثروتش كار مي كند، بنابراين آنرا عاقلانه بنمايش مي گذارد. اگر فقط خود نمايي

كنيد، طولي نخواهد كشيد كه به جرگه هزاران هزار بدهكار ديگر خواهيد پيوست. البته نكات زير بايد بر طبق درآمدتان تنظيم گردد. با اينـحـال

بوسيله اقتباس نمودن عادات ميليونرهـا مي تواند به يكي از آنها تبديل شويد.

 

1- ريسك كنيدريسك كردن بخشي از كسب درآمد است. هر سرمايه گذاري به شما خواهد گفت كه هر قدر ريسكي بزرگتر باشد، ميزان سرمايه برگشتي بالقوه آن بيشتر خواهد بود. افراد با برگزيدن راه امن پولدار نمي شوند. اين مخاطره طلبي هاي حساب شده و دقيق است كه ميتواند يك شخص را به نتيجه برساند. اگر براي خود بيشتر ميخواهيد، بايد سربازي شجاع باشيد. اطرافيان شما را بدليل استفاده از فرصتهاي مخاطره آميزه و در عين حال سودآور مورد تحسين قرار خواهند داد.

 

2- هوشيارانه سخاوتند باشدهوشيارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نيست كه بايد براي همه افرادي كه دور و برتان هستند نوشيدني بخريد. كشيده شدن بسوي چنين عاداتي شما را مستقيما راهي مسكين خانه خواهد كرد. براي دوستان و همكارانتان ريخت و پاش كنيد، اما نه بطور هميشگي و فقط هر از چندگاهي. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، اين سخاوتمندي شما را بخاطر سپرده و روزي دو برابر آنرا جبران خواهند كرد.

نوعدوست و خيرخواه ديگران باشيد؛ پرداختن پول به افراد مستحق ميتواند منجر به سرشناسي و شناخت شما گردد. كمك هزينه هاي تحصيلي و وجوه خدا پسندانه هميشه منتسب به افراد سخاوتمند ميباشند. در اين صورت ميتواند خواستار معافيت مالياتي نيز بشويد.

 

3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار كنيدارتباط يك مسئله است، ارتباط با افراد شايسته مسئله اي ديگر. شما بايد حداكثر تلاش خود را براي نزديك شدن به افرادي كه داراي نقدينگي و گردش مالي بالايي ميباشند بكار بنديد. آنها را تماشا كرده، از آنها بياموزيد و سعي كنيد به بخشي از گروه آنها تبديل شويد. توسط آميختن با نخبگان ميتوانيد كتابچه اي حاوي مشخصات و خصوصيات افراد سرآمد براي خود تهيه كنيد. حتي ممكن است به اطلاعاتي مفيد كه منجر به درآمد بيشتر شما گردد دست يابيد.

نكات ديگر...

 

4- بر سرمايه گذاري هاي خود نظارت كنيدثروت مستلزم كار و تلاش است. دارايي ها همانند كودكان ميباشند. اگر مراقبشان نباشيد ممكن است ناگهان سركشي كنند. پلهو به پهلو با شركتهايي كه در آنها سهام داريد حركت نموده و نحوه عملكرد آنها را مورد بررسي قرار دهيد. مجلات، نشريات و مقالات اقتصادي را مورد مطالعه قرار دهيد. از كارشناسان و مشاوران مالي كمك بگيريد. با اين عمل اطلاعات پولي خود را غني و پر بار خواهيد نمود: يك خصوصيات ضروري براي ميليونرها.

 

5- دور انديشي را پرورش دهيدانسان ميليونر خواسته هاي خود را برآورده ميكند چرا كه ديدگاه شگفت انگيزي نسبت به فرصتها دارد. او روند كار را در حال توسعه مي بيند و ميتواند اتفاقات سودمند بعدي را پيش بيني كند. اين پيش گويي لزوما ذاتي و بالفطره نبوده بلكه بوسيله مطالعات مداوم در مورد بازار كه منجر به تبديل دانش به حس ششم ميگردد، بوجود مي آيد. چشمهاي خود را براي فرصتهاي ايجاد درآمد تيز كنيد.

 

6- امور را محول كنيدشما نمي توانيد در هر كاري شماره يك باشيد، اما ميتوانيد بهترين وكالت دهنده باشيد. بجاي اتلاف وقت براي آموختن همه چيز، افراد ماهر را براي انجام كارها مورد استفاده قرار دهيد. اگر مشكل مالياتي داريد، آنرا به دست يك حسابدار زبده بسپاريد. اگر مسئله اي قانوني وجود دارد، يك وكيل استخدام كنيد. پول بطرز صحيحي خرج خواهد شد زيرا از اتلاف وقت شما جلوگيري نموده و از بروز اشتباهات احتمالي ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاري امور خصوصيت اصلي يك مدير خوب بشمار ميرود. اين را بخاطر داشته باشيد.

 

7- متمركز بمانيدانسان ثروتمند براي خود ماموريتي شفاف با اهدافي استوار در نظر ميگيرد. او نگاهي مصصم و پايدار به نتيجه كارش داشته و هرگز از مسير خود تغيير جهت نمي دهد. همين كار را انجام دهيد: ديدگاه شخصيتان و نحوه رسيدن به آنرا بنوسيد. هرگاه در مشكلات كوچك روزانه گرفتار آمديد، آن اهداف را به خود يادآوري كنيد. به هر مسئله اي كه برخورد كنيد، ديدگاهتان شما را با انگيزه نگاه خواهد داشت.

 

8- خريدهاي خود را ارتقاء دهيد

آنچه را كه سزاوارش هستيد به خود بدهيد: يك اتومبيل جديد، بهترين اتاقي كه ميتوانيد در يك هتل رزو كنيد، يا واگن درجه يك در قطار. با اينكه يك ميليونر پولش را عاقلانه خرج ميكند، ميداند خوب است كه انسان با خودش هميشه خوش رفتاري داشته باشد.

 

9- سرگرميهاي بخصوصي داشته باشيدثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصي نداشته باشيد بسختي ميتوانيد در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگيريد. بنابراين خود را با سرگرميهاي مختلف مشغول كنيد تا در چنين موقعيتي قرار بگيريد. عضو يك باشگاه درجه يك بيليارد يا بولينگ شويد. از رستوران، نوشيدنيها و امكانات خوب آنجا لذت ببريد. زمانيكه بهترين هستيد و بهترينها را انجام ميدهيد بسيار بيشتر مورد احترام و توجه قرار خواهيد گرفت.

 

پول به دنبالش خواهد آمد

ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ

وانمود كنيد تا بدستش آوريد. اين نكته كوچك تقريبا در مورد همه چيز صحت دارد و موفقيت نيز مستثني از آن نيست. اگر ميتوانيد همگي عادات گفته شده در بالا را در زندگي خود اعمال كنيد، نگرش مورد نياز را كسب خواهيد نمود. پول جذب افرادي ميشود كه ميدانند چگونه بايد با آن رفتار كنند  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

تعيين شخصيت شما با استفاده از تاريخ تولد

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد.

——————————————————————–

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق…….و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.

طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.

قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

19 ایده جهانى براى مجذوب کردن همسرمان

1.همسرتان را عوض نکنید خودتان را عوض کنید.
2. همیشه درون خود را باز بینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش.
3. کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچ گاه نسخه‌های درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن .
4. هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌ها. هنگام بحث هردو را مد نظر داشته باش.
5. خود روانپزشک خویشتن باش ، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.
6. کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگویید ، عمل کنید ( عمل شما سکوت و چهره شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.
7. عیب‌های همسرت را دوست داشته باش.
8. مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.
9.مسائل کوچک را نادیده بگیر.
10.مقایسه نکنید.هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.
11.سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد . این را بدان که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید.
12. وقت آزاد خود را تنظیم کنید.این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید.
13. سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی . چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه میکند .با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.
14.عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.
15. قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او دریک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.
16. با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.
17. با عشق همسرت را رام خود کن.
18. جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.
19. بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست او قدر این کار را خواهد دانست.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در

خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت



جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است



دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی



چه فکر کنی می توانی و چه فکر کنی نمی توانی ، درست فکر میکنی



اگر مردم را به حال خود گذاشتی تو را به حال خود خواهند گذاشت



در نمک باید چیز غیب و مقدسی وجود داشته باشد چیزی که هم در اشک و هم در دریاست



من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید big grin

از غضنفر میپرسن: صورتی چه رنگیه؟ می‌گه: قرمز یواش!not worthy

به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!at wits' end

اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکیshame on you

حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره اپن (open) می سازه!

دختر غضنفر پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!:32:

آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه میگه : كوكا چیشتو خوب باز كن ! روش نوشته آبادان و حومه!..

آبادانیه میره تو یه كتابفروشی .... میگه : وولك پوستر مو رو داری ؟ ........... كتابفروش میگه : نه ........ آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم كردی ؟!!!:6qwup3:
به غضنفر میگن : واجبی چیست ؟
میگه :پودریست باستانی كه در حداكثر 5دقیقه میرزاكوچك خان جنگلی را به دكتر الهی قمشه ای تبدیل می كند

به یه غضنفر میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟میگه وقتی که روی اره نشسته ام

لره دست میندازه دورگردن دوست دخترش بلد نیست چی بگه .میگه گردنتو بشکونم

در پی تصمیم اخیر یوزارسیف از این پس در قزوین ارائه بنزین فقط با آوردن برادر كوچكتر امكان پذیر استthumbs up

آموزشگاه زبان اشاره ی یوزارسیف و زلیخا. نرسیده به 4 راه آتون , قصر عزیز مصر حتما یه سر بزن

وزیر بهداشت در خصوص لوازم آرایشی با مارک تقلبی یوزارسیف هشدار داد

در سال اصلاح الگوی مصرف بازگشت بانو زلیخا را به چرخه مصرف تبریک میگوئیم !!!dancing



هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف peace sign



از کنج لبت بوسه ای چو قند گرفتم ... از قند لبت من مرض قند گرفتم!

یارانه دستانت را قطع نکن من زیر خط فقر محبتهایت هستم

یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست.

زن خوب تو دنیا مثلا دایناسوره که نسلش منقرض شده ، ولی مرد خوب مثل سیمرغ ، که از اول هم افسانه بوده

شرط دل دادن ? دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل !

طلا را به وسیله آتش......زن را به وسیله طلا ........و مرد را به وسیله زن امتحان کنید.

برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت

ثمره عمر آدمی یك نفس است و آن نفس از برای یك همنفس است گر نفسی با نفسی هم نفس است آن یك نفس از برای عمری بس است

زندگی سه چیز است : اشكی كه خشك می شود لبخندی كه محو می شود یادی كه می ماند و فراموش نمی شود

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم . . .

تک تک روزهایم را میسوزانم ، تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات . . .

لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو / تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو . . .

عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره

گفته بودی که چرا محو تماشای منی /آن چنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی /مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود /ناز چشمان تو قدر مژه بر هم زدنی

حدیث عشق من و تو،حدیث ابر بهاریست،تو از قبیله لبخند،من از قبیله اندوه.
فضای فاصله صد آه،فضای فاصله صد کوه،تو از سپیده و نوری،من از شقایق گلگون.

غمگین و بی قرارم زخمی تر از زمانم وقتی تورا ندارم نفرین به هرچه دارم

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...

تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی
غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

نوشته شده توسط علیرضا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  | 

برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسکوت


اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد


همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز


مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتنی بودن است


با یه چوب کبریت میشه هزاران درخت رو سوزوند و از یه درخت هزاران چوب کبریت به وجود می آید


محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ققنوس يخي  |